Bianca Lopes یک کارآفرین مشهور ، مشاور استراتژی ، یک سخنران منظم در رویدادهای صنعت جهانی و یکی از بنیانگذاران اخیر تال است. او در تقاطع هایی که انسان ها با فناوری آشنا می شوند ، تخصص دارد. از آنجا که او همچنین یک مربی دیگر زنان در صنعت امنیت سایبر است ، ما با او صحبت کردیم که او باید در چه موقعیت هایی قرار بگذرد تا در آنجا واقع شود و اینکه چه چیزی به او کمک نکرد تا تسلیم نشود. این اولین قسمت از مصاحبه اختصاصی وی برای Surfshark است.

اخیراً با دکتر آملیا استوویک ، مدیر برنامه در انستیتوی ملی امنیت سایبری در کالج عالی (NCI) ، محقق سابق علوم رایانه در NSA صحبت کردیم. که او مجبور شد جنگ کند تا یک زن فنی شود. آیا فکر می کنید با زنان در صنعت امنیت سایبر هنوز به طرز مختلفی رفتار می شود؟

فکر می کنم زنان با اشکال و اشکال مختلف با زنان متفاوت رفتار می کنند. من آن را در هر صنعتی که در آن کار کرده ام دیده ام و در بسیاری از صنایع مردانه کار کردم: امور مالی ، ساخت و ساز ، نرم افزار …

با این حال ، بخشی از من وجود دارد که باور نمی کند که با همه باید یکسان رفتار شود از آنجا که ما انسانهای مساوی نیستیم – هر انسانی به روش خاص و زیبایی منحصر به فرد است. من به تنوع اعتقاد دارم.

خط بین تجلیل از تنوع و تبعیض کجاست؟

وقتی تنوع بدان معنی است که من به دلیل جنسیت شما با شما متفاوت رفتار می کنم ، حتی اگر من به عنوان یک انسان باید با شما همان رفتار کنم ، خواه حقوق و دستمزد شما باشد ، یا آیا این احترام است من اهمیتی نمی دهم که آیا شما یک دختر ، یک پسر ، نارنجی یا یک روسری هستید – باید با شما رفتار شود.

این جایی است که خط برای من ترسیم می شود. متأسفانه ، هنوز کلیشه های زیادی وجود دارد که شما در درون سازمان یا بیشتر صنایع با آنها می جنگید.

خواه شما جوان باشید ، مثل من جوان هستم ، و این فقط این نیست که من یک زن هستم … اگر شما یک زن جوان تر هستید و اگر به صورت مرزی جذاب هستید ، باید لال باشید! یا باید به دلایل دیگری اینجا باشید ، درست است؟

من فکر می کنم که این تعمیمات واقعاً شرم آور برای این افراد است بیش از اینکه شرم آور برای اهداف آنها باشد. وقتی تحمل شود ، تبدیل به یک شرم اجتماعی یا یک شرم سازمانی می شود. من فکر می کنم این مسئله یک "پسر" یا "دختر" نیست ، من دیده ام که زنان به تماشای زنان دیگری می پردازند که به این روش رفتار می کنند و در مقابل آنها نمی ایستند. از نظر من ، به همان اندازه ترسناک است که خود درمان باشد.

 Bianca Lopes

Bianca Lopes

چرا فکر می کنید این اتفاق می افتد؟

ما تمایل به کمک به همدیگر در این راه نداریم و تمایل نداریم که از یکدیگر کنار بیاییم. از ترس؟ من چندی پیش در مورد نظریه تفکیک سخنرانی کردم.

زنان برای من بهترین نمونه آن هستند. اگر به تاریخ نگاه کنید ، وقتی مردها برای رفتن به جنگ می رفتند یا هر چیز دیگری ، در خانه ما محبوس بودند ، درست است؟ آنها رفاقت را یاد گرفتند ، ما بقا را یاد گرفتیم – ما یاد گرفتیم که چگونه به تنهایی در روستاهای خود زنده بمانیم و به جای اینکه در کنار هم قدرتمند باشیم از هم جدا شدیم. و می بینید که این اتفاق در دنیای امروز رخ داده است. زنان به جای حمایت از گروه های کوچک و رقابت ها بسیار ناخوشایند هستند.

من روز دیگر در مورد این گروه از زنان در هویت و زنان در فن آوری در مقابل زنان در هر آنچه که بود ، بحث و گفتگو کردم. من سؤال کردم ، آیا می توانیم فقط در اینجا تأیید کنیم که من اهمیتی نمی دهم که گروه شما بهتر از گروه او باشد زیرا همه ما فقط سعی می کنیم همان کار را انجام دهیم. چگونه می توانیم این واقعیت را تغییر دهیم و این واقعیت را جشن بگیریم که شاید شما تخصص طاقچه ای دارید که شخص دیگری ندارد ، و چگونه به یکدیگر کمک می کنید؟ این بسیار غم انگیز است ، اما این طبیعت انسانی است که به نظر من عدم آگاهی از خود و هدف واقعی در اکثر فعالیتهای مربوط به این مباحث است.

هدف در اینجا چیست؟ چه چیزی در جهان برای تحقق یا تغییر تلاش می کنید؟

آیا تا به حال در شرایطی بوده اید که بدرفتاری کرده اید؟ واکنش شما چه بود؟

من در بسیاری از مواقع با من وحشتناک رفتار شده است. به من گزاره های منزجر کننده ای ارائه شده است ، منصرف نشده ام ، از من خواسته شده است که در جلسات آب بخورم. من سهم منصفانه خودم را از هر چیزی که می توانید به آن فکر کنید ، کرده ام.

اما من نیز به عنوان یک زن افتخار می کنم ، و بسیار سپاسگزارم. من قبلاً هم مثل این بودم: خوب ، شما می خواهید فکر کنید من وزیر هستم؟ مشکلی نیست! بگذارید گنگ واقعی بازی کنم و ببینم چه چیزی از آن خارج می شوم (می خندد).

به معنای داشتن یک نقطه ادراک برتر است. و اعتماد به نفس شما در هنگام بودن نظارت بر نحوه صدای داخلی شما با مهمترین واکنش اتاق صحبت می شود.

مال شما. گفتگوی درونی شما از آن لحظه پرخاشگری نسبت به خود ارزش آن چیزی است که مراحل بعدی را تعیین می کند. آنچه را می توانید کنترل کنید. واکنش شما از این گذشته ، دوتایی که گفت این چیز وحشتناک است به احتمال زیاد لیاقت انرژی گرانبهای شما را ندارد.

چه چیزی به شما کمک کرد تا این شرایط را ادامه دهید و حتی یک مربی برای سایر زنان در صنعت امنیت سایبر باشید؟

نفس من دست نخورده دو راه برای مقابله با آن وضعیت وجود دارد. شما می توانید وحشت کنید ، که من مطمئناً بودم. در آن زمان خاص ، من خیلی جوان بودم و یادم است که به حمام می رفتم گریه می کردم و اشکهایم را پنهان می کردم. امروز گریه می کردم؟ احتمالا نه. آیا این یک چیز خوب است؟ احتمالا نه. من حق داشتم که گریه کنم ، این روش خوبی برای درمان یک انسان نبود. دوره زمانی. مهم نیست کی هستی. شما برای قضاوت در مورد توانایی های من از ظاهر جسمی من استفاده کرده اید. و این برای معلولان هر روز اتفاق می افتد. اگر واقعاً در یک لحظه شکننده باشم ، واقعاً می توانست مرا آزار دهد. فکر می کنم طی این سال ها در این صنعت ، من فقط یاد گرفته ام که چگونه قدرت خود را تقویت کنم و آهنگ خود را بیابم.

به یاد دارم که در یک بانک کار می کردم و به من گفته می شد که نباید لباس بپوشم زیرا کارناوال نیست. کاملاً اظهار نظر توهین آمیز از یک دستگاه اجرایی. و من یک کت و شلوار زرد پوشیده بودم. کاملاً متناسب با کد لباس ، کاملاً شیک و بسیار حرفه ای بود. این بود که او رنگ را دوست نداشت. من فکر می کنم شما فقط باید یاد بگیرید که چگونه راه دیگر را تغییر دهید.

شما به صنعت صنعت من نگاه می کنید ، من اکثر اوقات با ضربات طولانی ، جوانترین کسی هستم.

من یکی از معدود زنانی در تجارت هستم. امیدوارم بتوانم به عنوان مثال خدمت کنم نه به خاطر اینکه عالی هستم و مدال می خواهم. اما فقط به این دلیل که هر دختر دیگری که در آنجا نشسته است نیز می تواند. او فقط باید درک کند که می تواند ، یا ذهن خود را به سمت آن بگذارد.

همچنین ، درک کنید که بعضی اوقات الاغ وجود دارد ، و چیزهای وحشتناکی که او با آنها روبرو است ، اما زندگی اینگونه است. در مورد این است که در این فرآیند چه مرزهایی را تعیین می کنید. آنچه به من اجازه داده است تا در ایام سخت و دشوار به استقبال من باشم ، حس هدف است. این حس که من کاری را که می کنم انجام می دهم ، زیرا من واقعاً عاشق کارهایی هستم که انجام می دهم ، نه به این دلیل که شخص دیگری به من گفت این کار را انجام دهم.