این بخشی از مصاحبه که در سال 1970 هنگامی که فرهنگ تبلیغات تلویزیونی در حال برداشت بود ، برگزار شد.
"محصول تلویزیون ، تلویزیون تجاری ، مخاطبان است. تلویزیون مردم را به یک تبلیغ کننده تحویل می دهد. […] در پخش تجاری ، بیننده این امتیاز را برای فروش خود می پردازد. این مصرف کننده است که مصرف می شود. شما محصول تلویزیون هستید. شما به تبلیغ کننده ، مشتری سفارش داده می شوید. او شما را مصرف می کند. بیننده مسئول برنامه نویسی نیست. […] شما محصول تلویزیون هستید. "
پنج دهه به جلو پیش بروید و سناریو تغییر نکرده است. جمله قدیمی "اگر به صورت رایگان باشد ، شما محصول هستید" هنوز صادق است.
درست همانطور که در گزیده فوق آمده است ، تبلیغ کنندگان مشتری واقعی هستند و ما ، شهروندان مستقل ، به فروش می رسیم. و این فقط رایگان نیست
مردم باید درک کنند که این محصول شرکت هایی مانند فیس بوک و گوگل هستند و نه مشتری.
همه می دانند که Facebook چیست ، درست است؟ از مادربزرگ خود بپرسید و او به شما خواهد گفت که "این مکان جایی است که شما دوستان قدیمی را ملاقات می کنید."
اما وقتی مدیران فیس بوک کنفرانس های مهمی برگزار می کنند و درباره سیاست های خود صحبت می کنند ، آنها بحث نمی کنند که چگونه می توانند به اتل کمک کنند تا او را ملاقات کند. دوستان قدیمی. نه ، آنها در مورد چگونگی شیر دادن به حضور اجتماعی Ethel صحبت می کنند و درآمد بیشتری از آن می گیرند.
وقتی از فیس بوک برای دوستی استفاده می کنید ، چه کسی هزینه آن را می پردازد؟
فیس بوک در مورد شما چیزهای زیادی می داند
افرادی که می پردازند مشتری واقعی هستند. و از آنجا که تبلیغ کنندگان به فیس بوک می پردازند ، مشتریان واقعی فیس بوک هستند. ما ، کاربران ، به تبلیغ کنندگان فروخته می شویم.
و من کسی نیستم که این را بگوید. فیس بوک آن را آشکارا اعلام می کند . آنها از طریق تبلیغات درآمد کسب می کنند.
Google یکسان است.
Google فقط در جستجوی کلمات از سرتاسر اینترنت نیست. این مربوط به جمع آوری داده های شما و ایجاد آمار است. آنها چیزهای زیادی درباره شما می دانند – عباراتی که اخیراً جستجو کرده اید ، فیلم هایی که مشاهده کرده اید و موارد دیگر.
احتمالاً گوگل بزرگترین تحقیقات رفتاری اجتماعی در حال انجام در جهان است. آنها می خواهند رفتار انسان را پیش بینی کنند و از آن درآمد کسب کنند.
آنها خدمات مختلفی دارند و کلیه محصولات آنها به منظور جمع آوری اطلاعات بیشتر کاربر و افزودن آن به پایگاه داده خود ، در خدمت آنها می باشد. هیچ محصول Google ای وجود ندارد که داده های کاربر را جمع آوری نکند.
از آنجا که شما هیچ هزینه ای را به Google پرداخت نمی کنید ، شما مشتری آنها نیستید. افرادی که خدمات تبلیغاتی خود را خریداری می کنند مشتری واقعی هستند. شما فقط محصولی هستید که فروخته می شوید.
Google می خواهد شما را به خریداران خود جذاب تر کنید. به همین دلیل است که شما فقط آن دسته از تبلیغات را می بینید که مربوط به شما باشد. به این ترتیب ، تبلیغ کنندگان مبلغ بیشتری را پرداخت می کنند ، زیرا شما ، محصول ، مطابق با الزامات آنها صیقل داده شده است.
بله ، جستجوی گوگل شما را ردیابی می کند
چگونه ما به اینجا رسیدیم؟
علوم رایگان
بیایید با آن روبرو شویم ، ما مطالب رایگان را دوست داریم. ما اگر چیزی بزرگ بر روی آن نوشته شود ، تقریباً هر چیزی را خریداری خواهیم کرد. رایگان حتی بهتر است.
مردم در واقع فروش گاو نر را در سال 2014 به فروش می رساندند زیرا این قیمت با 6 دلار تخفیف قیمت داشت!
ذهنیت برای گرفتن بورس به همین دلیل است که شرکت ها در اقلام و نمونه ها سرمایه گذاری می کنند تا مردم بتوانند چیزها را به صورت رایگان امتحان کنند و قلاب شوند.
بگذارید تحلیل کنیم که چرا عاشق چیزهای آزاد هستیم.
با چیزهای رایگان ، انتظارات کم داریم . شما این کار را کردید زیرا خوب ، بدترین چیزی که اتفاق می افتد چیست؟ ممکن است مجبور شوید آن را دور بیندازید. به هر حال ، این یک سرویس رایگان بود.
همان خدمات رایگان است. از فیس بوک تا توییتر گرفته تا همه موارد دیگر. چیزهای رایگان جذابیت های خاص خود را دارند. شما لازم نیست که چیزی بپردازید و در عوض چیزی دریافت می کنید. این برنده است.
غول های فناوری ما را به استفاده از محصولات "رایگان" آنها وادار کردند که معتاد شوند
چرا یک شرکت میلیارد ها دلار خرج می کند تا بتواند محصولات جدید و رایگان را برای شما ارائه دهد؟ چرا یک شرکت یک بستر چت ایجاد می کند که می توانید بصورت رایگان از آنها استفاده کنید؟ چرا آنها با ویراستاران اسناد اداری و فضای ذخیره سازی رایگان برای عکس ها و فیلم های شما روبرو می شوند؟
از نیکی قلب آنها؟ شرکت های چند میلیارد دلاری به نیکی قلب ها اداره نمی شوند. آنها به دلار می پردازند.
آنها این کار را می کنند ، زیرا می خواهند محصول آنها (شما) برای مشتریانشان بهترین باشد. این همان کاری است که همه مشاغل خوب انجام می دهند.
اکثر ما بدون Google ، Gmail ، Facebook و YouTube نمی توانیم زندگی کنیم. آنها به ما معتاد شده اند. تصور کنید که یک روز اتصال اینترنت را از دست بدهید تا نتوانید به Facebook یا Gmail خود دسترسی پیدا کنید – یک حمله اضطراب ناچیز احساس خواهید کرد. این خدمات برای ما بسیار مهم شده اند.
هیچ چیز رایگان نیست ، واقعاً
اگر چیزی رایگان باشد ، به این معنی است که هزینه های پنهانی دارد. و هنگامی که هزینه های واقعی را نمی دانید ، نمی دانید چه مبلغی را پرداخت خواهید کرد.
سهم مشترک Facebook و Google اکنون 60٪ از هزینه تبلیغات دیجیتال 2019 است [19659016] ، که این بیش از کل هزینه صرف شده برای تبلیغات در تلویزیون است.
و در ماههای پایانی سال 2018 ، فیس بوک از طریق درآمدهای تبلیغی 30 دلار را بدست آورد. این بدست آمده بسیار زیاد است زیرا تبلیغ کنندگان مایل بودند مبلغ هنگفتی را برای داده های شما بپردازند.

چگونه آنها معتاد شدند
در سال 2017 ، مارک زاکربرگ گفت: مأموریت آنها این است که "به مردم قدرت ایجاد جامعه و نزدیکتر کردن دنیا را بدهیم."
اما در همان سال ، هنگامی که شان پارکر ، رئیس بنیانگذار فیس بوک ، مصاحبه شد ، او گفت که فیس بوک [درحالسوءاستفادهازآسیبپذیریدرروانشناسیانساناست»
این مربوط به اعتبار است كه رسانه های اجتماعی به ما می دهند. هر وقت چیزی را ارسال می کنیم و کسی در مورد آن نظر می دهد یا نظر می دهد ، کمی به دوپامین برخورد می کنیم. این اعتباری است که ما به آن باز می گردیم به Facebook.
این مسئله ما را معتاد کرد. چه توییتر ، فیس بوک و چه اینستاگرام – همه آنها با همان اصل کار می کنند. و ما همچنان مطالب بیشتری را اضافه می کنیم تا بتوانیم لایک و اظهار نظر بیشتری کسب کنیم.
ما بارها هشدار داده شده بودیم و مجدداً
کارشناسان چندین سال است که می گویند "شما محصول هستید". در کتاب خود برنامه یا برنامه ریزی شود ، نظریه پرداز رسانه ، داگلاس روشکوف مسئله استفاده کاربر توسط این سیستم عامل را مطرح کرد.
در سال 2010 ، نویسنده امنیتی بروس اشنر ابراز نارضایتی خود را نسبت به فیس بوک به دلیل سوءاستفاده مردم از رسانه های اجتماعی استفاده می کند. او گفت ، "اشتباه نکنید که فکر کنید مشتری فیس بوک هستید ، نیستید – شما محصول نیستید. مشتریان آن تبلیغ کننده هستند. "
حتی قبل از آن ، هر بار و پس از آن اشاره هایی به همین مفهوم وجود داشته است.
نقل قول زیر از ویلیام اس Burroughs از رمان" ناهار برهنه "با دنیای آنلاین امروزی ارتباط نزدیکی دارد.
"بازرگان آشغال [heroin] محصول خود را به مصرف کننده نمی فروشد ، او مصرف کننده را به محصول خود می فروشد. او کالاهای خود را بهبود نمی بخشد و ساده تر می کند. او مشتری را تخریب و ساده می کند. "
و اگر می خواهید دانشگاهی شوید ، مقاله ای را در اوایل دهه 80 توسط دالاس اسمیته ، استاد دانشگاه سیمون فریزر منتشر می کنید. او مقاله را نوشت: "در مورد کالای مخاطب و کار آن" و بحث در مورد چگونگی مخاطب در واقع یک کالا است.
با وجود همه هشدارها ، ما همچنان از رسانه های اجتماعی رایگان و سیستم عاملهای جستجو استفاده می کنیم.
Google و Facebook نمی توانند به شما اهمیت دهند کمتر
شما ، به عنوان یک فرد ، برای Google یا Facebook مهم نیستید. آنها به افراد علاقه ندارند. آنها به گروه ها علاقه مند هستند.
آنها اهمیتی نمی دهند اگر شما یک شخص خوب یا یک قاتل سریالی باشید. آنها به گروههایی که شما به آنها تعلق دارند اهمیت می دهند.
آنها طبقه بندی های خاص خود را دارند. اگر پورنو ژاپنی را دوست دارید ، در یک گروه هستید. اگر یک زن خانه دار میانسال هستید که پست های مد را رد می کند ، در گروه دیگری هستید.
البته این گروه ها می توانند ادغام شوند. تبلیغ کنندگان باید ببینند که آیا شما محصولی را که می فروشید خوب هستید یا خیر. شما می توانید برای تمام آنچه به آنها اهمیت می دهند بی نام و چهره باشید. تمام آنچه آنها نیاز دارند این است که شما را در یک گروه مربوطه مرتب سازی کنند تا تبلیغات صحیح انجام شود.
در حالی که Google از فیس بوک دسترسی بهتری دارد ، دومی بیشتر در مورد شما می داند و می تواند تبلیغات مناسب را به شما نشان دهد. این یک رقابت نزدیک است.
چقدر رایگان ما را آزار می دهد
غول های فنی زیادی وجود دارند که کاربران مشتری آنها هستند. به عنوان مثال ، آمازون ، مایکروسافت و اپل مستقیماً از شما پول دریافت می کنند. با این حال ، برای سیستم عامل های جستجو و اجتماعی متفاوت است.
در اینجا نحوه خدمات رایگان به ما آسیب می رساند.
حق حریم خصوصی
از آنجا که ما برای سرویس هایی که ما استفاده می کنیم پرداخت نمی کنیم ، آیا بازی با داده های ما مناسب است؟ ممکن است افراد آگاه امنیتی در بین ما عصبانی شوند. اما ما محصولات هستیم آنها به ما اهمیت نمی دهند. آنها نمی خواهند مشتریان خود را عصبانی کنند ، بنابراین آنها همچنان از ما استفاده می کنند.
طبق گفته دانشمند کامپیوتر Jaron Lanier ، تمام سایت های معروف رسانه های اجتماعی فقط برای اصلاح رفتار ساخته شده اند ، "این مانند است ، چرا؟ شما برای یک هیپنوتیزم شرور ثبت نام می کنید که صریحاً می گوید که هدف اصلی او این است که شما را به انجام کارهایی که مردم به او پرداخت کرده اند برای انجام کارها بکشید ، اما او به شما نخواهد گفت که آنها کجا هستند؟ »
وقتی ما می دانید که سایت های رسانه های اجتماعی از داده های ما استفاده می کنند ، چرا ما همچنان از آنها استفاده می کنیم؟ با این سایت ها ، ما هیچ حق حریم خصوصی را دریافت نمی کنیم.
عدم شفافیت
میلیون ها و میلیون ها نفر از فیس بوک و گوگل استفاده می کنند تا دوز روزانه شبکه ، اخبار ، شایعات مشهور و چندین چیز دیگر را دریافت کنند.
اما آنچه در فید ما می آید تصادفی نیست ، این نتیجه الگوریتم های طولانی و پیچیده است. این الگوریتم ها عمومی نمی شوند. غول های فنی می توانند هر زمان که بخواهند الگوریتم های خود را تغییر دهند. و صنایع مختلفی وجود دارد که به دلیل این تغییرات در حال افزایش و سقوط هستند.
مشاغل بزرگ که چند سال پیش بسیار محبوب بودند به دلیل برخی تصمیمات گوگل و فیس بوک ناپدید شدند. به عنوان مثال ، برخی از کارخانجات تولید محتوا که باعث ایجاد ارزهای بزرگی در روزهای خود شدند ، پس از شروع اهمیت اهمیت کمتری به گوگل ، کاملاً پایین رفتند.
این زمان های کدورت است که در آن شرکت های بزرگ مدیریت زیادی می کنند و آنها اعتقادی ندارند. شفافیت. آنچه در خوراک خود می بینید به این دلیل است که کسی هزینه آن را پرداخت کرده است. از آنجا که این شرکت ها الگوریتم های خود را فاش نمی کنند ، ما نمی دانیم چه کسی پرداخت کرده است تا ما را ببیند.
الگوریتم های رسانه های اجتماعی ساخته نشده اند تا آنها بتوانند ما را بهتر مطلع کنند. آنها به گونه ای طراحی شده اند که ارزش بیشتری از ما بگیرند. شرکت ها می خواهند توجه شما را دستکاری کنند و از آن برای مشتریان خود ، تبلیغ کنندگان استفاده کنند.
عواقب جدی
اگر شرکتی سود خود را از طریق تبلیغات بدست آورد ، تمرکز آن بر این است که تبلیغ کننده بیشتری را هدایت کند. آنها این کار را انجام می دهند تا مردم روی لینک های تبلیغاتی کلیک کنند تا بتوانند درآمد بیشتری کسب کنند.
و آنها دوست دارند مردم دقیقاً آنچه را دوست دارند ببینند ، بنابراین احساس می کنند با کلیک بر روی لینک ها. وقتی کاربر روی یک تبلیغ کلیک می کند ، مشارکت ایجاد می کند. از آنجا که فیس بوک سعی در به حداکثر رساندن این تعامل دارد ، تا حدودی مسئولیت نسل کشی میانمار است.
موضوعات مهم دیگری وجود دارد که ناشی از فیس بوک مانند رسوایی داده های کمبریج Analytica است. احیای بیماری های قابل پیشگیری از طریق درایو ضد واکسیناسیون و البته اثرات مضر آن بر سلامت روان چندین کاربر.
فیس بوک و گوگل صحت و سقم (حداقل عمیقاً) را بررسی نمی کنند. تبلیغ کنندگان آنها ممکن است شما یک تبلیغ درگاه اهدای یک پسر بی خانمان فقیر را ببینید که نیاز به فوریت های پزشکی دارد و ممکن است تقلبی باشد.
در حالی که سیستم عامل های دارای محتوای تولید شده توسط کاربر نمی توانند هر پستی را که توسط هر کاربر ایجاد شده است ، بررسی کنند. صحت تبلیغ کنندگان آنها. آیا آنها این کار را انجام می دهند و بخشی از مشتریان خود را عصبانی می کنند؟
بنابراین چه می شود بعدی؟
مقررات ممکن است به
کمک کند صنعت صنعت اجتماعی باید تنظیم شود. وقتی کنگره از زاکربرگ سؤال کرد ، حتی اگر این سؤالات کاملاً بی فایده بود ، با کمال دردسر روبرو شد.
و گرچه سؤالات به خصوص کباب نبودند ، بگذارید این یک آغاز باشد. این می تواند فرآیندی باشد که منجر به مقررات سختگیرانه در مورد میزان جمع آوری داده ها از سوی کاربران مایل شود.
دولت های جهانی باید در مورد سیاست های خود از شرکت های بزرگ سؤال کنند تا شفافیت بیشتری وجود داشته باشد و ما می توانیم بدانیم که چه اطلاعاتی جمع آوری می شود و چگونه از آن استفاده می شود.
مشکلات مربوط به مقررات
مشکلی در تنظیم رسانه های اجتماعی وجود دارد. . تعدادی شرکت وجود دارد که از داده های شما استفاده می کنند. به غیر از فیس بوک و گوگل ، توییتر ، اینستاگرام ، اسنپ چت و بسیاری دیگر وجود دارد.
شبکه کاملی از اشتراک کوکی ها ، جمع آوری داده ها و روش های دیگر وجود دارد و بسیاری از نهادها در آن دخیل هستند. چه کسی این همه را تنظیم می کند؟ وقتی یک نقض رخ داده است ، دولت کدام کشور به بررسی آن خواهد پرداخت؟
شرکت هایی مانند الفبای ، فیس بوک و آمازون در رتبه 10 [بزرگترینشرکتهای19659002] با ارزش بازار قرار دارند. اینها شرکتهای بزرگ و قدرتمند هستند. آیا آنها به تصمیم یک ملت احترام می گذارند؟
اگر فکر می کنید شرکت های بزرگ به تصمیمات دولت ها احترام می گذارند ، اشتباه می کنید.
زاکربرگ مجبور شد قبل از کنگره شهادت دهد تا رسوائی داده های کمبریج آنالیتیکا باشد. کمبریج آنالیتیکا در انگلیس نهفته است ، اما وقتی از زاکربرگ خواسته شد تا به مجلس انگلستان شهادت دهد ، او سه بار امتناع کرد . شاید او خود را فراتر از قانون انگلستان قلمداد کند.
این مسئله ما را به این سؤال سوق می دهد – حتی اگر مقرراتی در این زمینه وجود داشته باشد ، غول های رسانه های اجتماعی به آنها پایبند خواهند بود؟
اشتراک های پرداخت شده
Facebook و Google می تواند خدمات مبتنی بر اشتراک را راه اندازی کند. آنها به جای استفاده از داده های ما برای ارسال به شرکت های تبلیغاتی ، می توانند مستقیماً از ما شارژ کنند. به این ترتیب ، به جای اینکه محصول باشیم ، می توانیم مشتری باشیم.
در حالی که این بدان معنی است که ما مجبوریم هزینه خدماتی را که اکنون رایگان دریافت می کنیم پرداخت کنیم ، ما ذینفعان مهمی در شرکت خواهیم بود و آنها مجبور هستند به ما گوش کن
این مانند Netflix خواهد بود. شما ماهانه هزینه پرداخت می کنید و می توانید به همه آن خدمات دسترسی پیدا کنید ، اما بدون اینکه داده های شما مانند آن استخراج شوند. لازم نیست تبلیغات را ببینیم ، و شرکت ها به احساسات مشتری اهمیت دهند.
و برای اثبات این که به مشتریان خود اهمیت می دهند ، آنها شروع به شفاف سازی الگوریتم های خود می کنند. در دراز مدت ، آنها همچنین ممکن است خود را توسط شخص ثالث حسابرسی کنند تا فداکاری خود را نسبت به مشتریان نشان دهند. این امر همچنین بر سایر مشاغلی که از اینترنت استفاده می کنند ، تأثیر دارد.
مشکلات مربوط به اشتراک های پرداخت شده
اما البته ، با این راه حل نیز چالش هایی وجود دارد. آیا تعداد زیادی از مخاطبان که بخاطر نیکوکاری های رایگان قصد انتخاب ناداننده خطرات امنیتی را دارند ، می توانند مبلغی را برای اشتراک های ماهانه هزینه کنند؟
و اگر این کار را انجام دهند ، به چه تعداد خدمات خواهند رسید؟ در حال حاضر ، یک فرد متوسط در گوگل ، فیس بوک ، توییتر ، اسنپ چت ، اینستاگرام و بسیاری از سیستم عامل های دیگر حضور دارد.
با شروع پرداخت هزینه های این سرویس ها ، استفاده از آنها را محدود می کنند. در نتیجه ، برخی از شرکت ها سقوط می کنند و برخی دیگر مخاطبان حتی بیشتری را نیز به دست می آورند. این امر بسترهای رسانه ای اجتماعی در حال تلاش ما را که ممکن است در مراحل نوظهور باشند از بین می برد و برای به چالش کشیدن امثال فیس بوک ایجاد می شود.
باعث شود آنها به ما پرداخت کنند
شرکت هایی که از ما به عنوان محصول استفاده می کنند و میلیارد ها دلار درآمد دارند باید به ما بپردازند. برای اطلاعات ما پس از همه ، ما کسانی هستیم که به سیستم عاملهای خود محتوای اضافه می کنیم. آنها فقط به این دلیل که ما تصمیم می گیریم تجربیات خود را به اشتراک بگذاریم ، درآمد کسب می کنند. چرا نباید به ما پرداخت شود؟
ممکن است ایده بسیار دور از ذهن به نظر برسد اما در حال حاضر عملی شده است. به عنوان مثال ، مرورگر Brave مرورگری است که برای استفاده از اینترنت به شما می پردازد.
وقتی از Brave استفاده می کنید ، شرکت های دنبال کننده تبلیغات را حذف می کند و تبلیغات وب را با تبلیغات از شبکه خود جایگزین می کند. این تبلیغات فعالیت های شما را مانند سایر تبلیغات در سراسر وب دنبال نمی کنند.
شجاع از این تبلیغات پول می گیرد. و بخشی از این پول را به کاربر می دهد.
مرورگر همراه با کیف پول بیت کوین است که درون آن قرار دارد. همانطور که از مرورگر برای گشت و گذار در وب استفاده می کنید ، مقداری Bitcoin جمع می شود. البته این مبلغ زیادی نیست ، اما از آنجا که پرداخت می کنید ، واقعاً تبلیغات را در نظر نمی گیرید.
این یک نمونه اولیه جدید برای مبارزه با سناریوی تبلیغاتی است. اگر شرکت های بیشتری این مدل را امتحان کنند ، ممکن است کاربرانی وجود داشته باشند که در ازای پول ، داده های خود را به صورت دلخواه از بین ببرند ، در حالی که دیگران می توانند داده های خود را خصوصی نگه دارند. از آنجا که این امر به صورت اجماع خواهد بود ، مشکلی پیش نخواهد آمد.
هر کاری که آنلاین انجام می دهید دیر یا زود عمومی می شود
آیا اوضاع تغییر می کند؟
از بین تمام راه حل های مورد بحث در بالا ، یکی درباره اشتراک های پرداخت شده مناسب ترین به نظر می رسد. اما آیا مردم آن را خواهند پذیرفت؟
فریبکاری در فیس بوک را در نظر بگیرید که چند سال پیش اتفاق افتاد. مردم گفتند که فیس بوک هزینه خدمات خود را پرداخت می کند. این یک شایعه بود ، اما افرادی که فکر می کردند درست است ، عصبانی بودند.
چرا آنها از این کار عصبانی می شوند؟ از آنجا که به فیس بوک معتاد بودند ، در خدمات رایگان آن راحت شده بودند. به طور ناگهانی پرداخت مبلغی که به صورت رایگان دریافت کردید به نظر می رسد معامله بسیار بدی است.
اگر فیس بوک شروع به پرداخت هزینه خدمات خود کند ، بسیاری از افراد به سیستم عامل های دیگر مهاجرت می کنند. اما از آنجا که همه دوستان خود را در این بستر واحد دارند و زمان زیادی را به آن اختصاص داده اند ، پیدا کردن یک سکوی مشابه و تغییر حضور آنها در آنجا برای آنها بسیار دشوار است.
علاوه بر این ، وقتی به یکی از آنها عادت می کنید. سرویس ، تغییر دادن آن به یک سرویس دیگر دشوار است. شما در آن منطقه راحتی قرار می گیرید. وقتی فیس بوک نگاه سنتی خود را به یک جدول زمانی تغییر داد ، بسیاری از مردم شکایت کردند.
همه ما می دانیم که موتورهای جستجوگر دیگری غیر از گوگل نیز وجود دارند. سرویس های ویدیویی دیگری غیر از YouTube نیز وجود دارند. کانالهای رسانه های اجتماعی دیگری غیر از فیس بوک وجود دارند. اما از آنجا که ما از این خدمات راحت هستیم ، ما به فکر مهاجرت نیستیم.
شرکت هایی مانند Facebook ، Google ، Twitter و Reddit فقط به این دلیل که مردم محتوای خود را به اشتراک می گذارند رشد می کنند.
به همین دلیل مردم نمی خواهند به یک بستر جدید رسانه های اجتماعی مهاجرت کنند ، حتی اگر الگوریتم شفاف تری ارائه دهد ، این سکوها هیچ ارزشی ندارند.
از اینکه آنها از داده های ما استفاده می کنند عصبانی می شوند ، سوال این است که اگر آنها برای چیزهایی که امروز "به صورت رایگان به ما می دهند" شارژ شوند ، آیا ما هزینه آن را می پردازیم؟