دلم برای خریدن نوار تنگ شده…واسه روزی که وقتی نوارِ صدات رو دیدم چقدر دلتنگت بودم حمید…چه شبهایی عاشقانه با تو خط به خط زمزمه کردم چقدر افسوس خوردم که چرا نباید بیشتر ازت میشنیدم؟ دوباره انگار نوجوون شدم رفتم و پشت پرده هایِ اشکم پیدات کردم و با تو جوون شدم…آه… حالا هم دلتنگ اون روزام و هم دلتنگِ تو…هنوز کتابت رو که باز میکنم یه خداحافظ حمید جلوی چشمامه و هنوز یادم نرفته آخرین باری که شعری از تو رو دیوار اتاقم چشم‌های خستهٔ پر اشکِ من رو نظاره میکرد :
ای یار نازنین
ما باد را هرگز نکاشتیم که طوفان درو کنیم
ما بذر کاشتیم
همت گماشتیم که تا روید از زمین
اما شبی که جشن درو گرم گشته بود
در آن بزم دلنشین
ناگه حرامیان……
چه بگویم دگر؟
همین.!!!! .

لینک دانلود

19 پاسخ به “بهترین دکلمه هایی که شنیدم…شعر و صدای زنده یاد حمید مصدق”

  1. این شعر زیبا را اولین بار در قالب آهنگی زیبا از خواننده ای هموطنم زنده یاد احمد ظاهر شنیده بودم .
    " وای باران باران
    شیشه پنجره را باران شست
    …‌‌‌…. "
    * با دریغ که دیگر نه حمید مصدق در میان ماست نه احمد ظاهر .
    هم حمید را کشتند هم احمد ظاهر را . آری .‌‌‌…. ما سرگذشتی بهتر ازین نداشتیم .

  2. …… قصه نغز تو از غصه تهی ست باز هم قصه بگو تا به آرامش دل سر یه دامان تو بگذارم و بر خواب روم ……

  3. جان و روحم تازه شد .  چه خوش گفتی .  
    مرسی مرسئ سالها آرزو ذاشتم این اشعارو داشتم حالا به لطف شما هم شعرارو دارم هم صدای حمید . از ذوق مثل بچهای 5 ساله که نشستن به یک قصه  هیجان انگیز گوش میدن نشستم دارم این شعرهارو گوش میدم .

نظرات بسته شده اند.