در یک دهه گذشته ، جنگ پروکسی به یک چالش بزرگ برای ثبات جهانی تبدیل شده است. در واقع ، تقریباً در هر درگیری عمده قرن بیست و یکم – جنگ های داخلی در سوریه ، یمن و لیبی. جنگ های آغاز شده توسط آمریكا در عراق و افغانستان؛ درگیری های در حال انجام در سومالی ، جمهوری دموکراتیک کنگو و شرق اوکراین – نمایندگان پروکسی برجسته ظاهر شده اند. با این حال ، به عنوان یک کارگروه متخصص که توسط کانون وکلای حقوق بشر کانون وکلای آمریکایی (ABA) تشکیل شده است ، جامعه بین المللی فاقد ابزار کافی برای تنظیم جنگ های پروکسی است. از این گذشته ، مکانیسم های پاسخگویی در دسترس موجود برای اطمینان از اینكه ایالات متحده – یكی از مشهورترین و قدرتمندترین حامیان مالی گروه های پروكسی – به تعهدات خود طبق قوانین بین المللی هنگام استفاده از پراكسی عمل می كند ، كافی نیست. همانطور که انتشار مقالات افغانستان در دسامبر سال 2019 نشان داد ، عدم موفقیت ایالات متحده در رسیدگی به اقدامات فاسد و / یا شکارچی شرکای خارجی این کشور می تواند در طولانی مدت عملیات نظامی ایالات متحده را محکوم کند. در اینجا ، ما به درون موضوعاتی که مقاله ABA را تحریک می کند فرو می بریم. تهدیدهای جنگ پروکسی و شکافهای موجود در مجموعه ابزارهای اجرایی کنونی چیست؟

طبیعت و خطرات ناشی از جنگ پروکسی

کارگروه متخصص مرکز حقوق بشر ABA برای بررسی چارچوب قانونی بین المللی تنظیم جنگ پراکسی. این مطالعه ، همانطور که در زیر ذکر شد ، تعدادی از راهها را نشان داد که ایالات متحده تلاش می کند تا از تطابق شرکا با قوانین بین المللی اطمینان حاصل کند ، اما همچنین زمینه های مختلفی را شناسایی کرد که ایالات متحده می تواند عملکرد خود را بهبود بخشد.

برای اهداف مطالعه ، کارگروه خبره جنگ پراکسی را تعریف کرد که شامل موقعیت هایی می شود که در آن بازیگران دولتی از اشخاص ثالث مسلح اعم از بازیگران دولتی یا غیر دولتی حمایت می کنند تا درگیر خصومت ها به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف دولت حامی شوند. برخی از مفسران اصطلاحاتی از قبیل "غیرمستقیم" یا "جنگ جانشینی" یا عملیات نظامی "توسط ، با و از طریق" شرکا را ترجیح می دهند. این اختلافات در اصطلاحات بخشی از اختلافات پیرامون ماهیت دقیق جنگ پروکسی است. برخی این اصطلاح را به معنای روابط اصلی عامل می دانند که در آن حامی مالی قابل توجهی بر رفتار نماینده خود اعمال می کند ، در حالی که برخی دیگر معتقدند این مجموعه گسترده تر از روابط را شامل می شود که در آن یک طرف از طرف مقابل درگیر خصومت می شود. در عمل ، با این حال ، گروه کاری خبره دریافتند که حامیان مالی به ندرت کنترل اساسی بر رفتارهای پراکسی انجام می دهند. در عوض ، پراکسی ها تقریباً همیشه مطابق علایق متمایز ، منافع رهبری و فشارهای داخلی فعالیت می کنند.

گروه کارشناسی و این پست اصطلاح "جنگ پراکسی" را برای پوشش روابط می گیرند که در آن یک حامی مالی پشتیبانی دیگری را با طرف دیگر ارائه می دهد. قصد خاص اینكه حزب برای پیشبرد اهداف حامی در جنگهای مسلحانه فعالیت هایی را انجام دهد. این مطالعه همچنین بررسی کرده است که چگونه همکاریهای امنیتی در انواع مختلف بر جنگ پروکسی تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، ایالات متحده از عملیات جنگی در یمن پشتیبانی می کند که بخشی از یک جنگ پراکسی گسترده تر بین ایران و عربستان سعودی است. حمایت ایالات متحده از ائتلاف به رهبری سعودی لزوماً این ائتلاف را به عنوان نماینده ایالات متحده نمی سازد. در واقع ، دولت عربستان سعودی دستور کار خود را در یمن دارد و تحت هدایت و کنترل ایالات متحده فعالیت نمی کند. صرف نظر از این که ایالات متحده کنترل طرفین درگیری را حفظ کند ، قوانین بین المللی دیکته می کند که ایالات متحده ممکن است هنوز هم مسئولیت هرگونه اقدامات اشتباه طرفین درگیری را که از آن حمایت می کند ، بر عهده بگیرد.

ممکن است برخی از ناظران در این مورد مخالفت کنند. این ایده که جنگ پروکسی شامل حمایت از نیروهای امنیتی دولتی است. اما هرگونه تجزیه و تحلیل که به روابط دولت به دولت و حمایت دولت از بازیگران غیر دولتی نگاه نکند ، نمی تواند تصویر کاملی از آنچه منجر به جنگ پروکسی می شود ، به دست آورد. تحقیقات نشان داده است كه "در 114 جنگ داخلی بین سالهای 1946 و 2002 كه در آن دست كم 900 نفر كشته شدند ، هیچ گروه شورشی به اسلحه های معمولی معمولی منتقل نشده است ، بدون آنكه دولت نیز از منبع دیگری اسلحه دریافت كند."

ویژگی اصلی جنگ پروکسی بنابراین پویایی تشدید کننده بین دو حزب – معمولاً دولت و شورشیان – که هر دو توسط قدرتهای خارجی پشتیبانی می شوند ، است. بسیاری از طولانی ترین طولانی ترین و کشنده ترین درگیری های مسلحانه داخلی تا حدودی قابل نفوذ نیستند زیرا بازیگران خارجی درگیر هستند که طرف های متضاد از جنگ را پشتیبانی می کنند.

سوریه نمونه ای قدرتمند از تمایل که جنگ پراکسی برای جذب طرف های اضافی درگیری دارد ، ارائه می دهد. و ایجاد چرخه های ترافیکی بین احزاب. حامیان مالی از جمله ایالات متحده ، ایران و روسیه با افزایش سرمایه گذاری های خود و حفظ یا افزایش تعداد مبارزان مسلح علیرغم جذابیت قابل توجه ، نسبت به سایر قدرت های دولتی که حامی طرف های مختلف درگیری هستند ، واکنش نشان داده اند.

حمایت از گروه های پراکسی به یک ویژگی تبدیل شده است. تقریباً از هر درگیری جهانی. به نظر می رسد چهار نفر از شش تأمین کننده بزرگ اسلحه در جهان – ایالات متحده ، روسیه ، فرانسه انگلیس ، که بیش از 70 درصد از فروش جهانی سلاح را به خود اختصاص می دهند – از گروه های مسلح دولتی و غیر دولتی در درگیری های اخیر یا اخیر حمایت کرده اند. . در همین حال ، گروه های مسلح خود را گسترش داده اند: گروه های مسلح بیشتری در شش سال گذشته نسبت به شش دهه گذشته ظاهر شده اند.

دخالت حامیان مالی به سختی باعث می شود که درگیری کوتاه تر یا محدودتر شود. تحقیقات نشان می دهد که مداخله خارجی در درگیری های مسلحانه داخلی ، به طور متوسط ​​باعث طولانی تر شدن درگیری ها می شود. جنگ پروکسی همچنین ماهیت درگیری ها را تحت تأثیر قرار می دهد. این احتمال قساوت ها و سایر مضرات غیرنظامی را افزایش می دهد. گروه های مسلح با دسترسی به منابع خارجی – خواه از طرف احزاب خارجی یا منابع طبیعی تأمین شوند- به احتمال زیاد به حمایت جمعیت محلی احتیاج ندارند و به همین دلیل احتمالاً درگیر قساوت می شوند.

جنگ پروکسی همچنین چالش های طولانی را در ایجاد ایجاد می کند. حاکمیت قانون و انحصار دولت در مورد خشونت در تنظیمات پس از جنگ. از یک چیز ، سلاح های ارائه شده برای پروکسی ها دشوار است و می توان آنها را به راحتی به گیرندگان ناخواسته منحرف کرد. همانطور که تجربه ایالات متحده در افغانستان نشان داده است ، چنین انحرافی می تواند اقتصاد جنگ فاسدی را تقویت کند که قوماندان فردی ، رهبران قبیله ای ، شورشی یا عقیدتی را که برای بهبود وضعیت شخصی خود از جنگ استفاده می کنند ، تقویت کند.

تحقیقات در مورد خطرات ناشی از جنگ پروکسی. برخی از کشورها مانند ایالات متحده را وادار به تدوین ضمانت های لازم برای جلوگیری از سوءاستفاده یا تعجب استراتژیک ناشی از نزدیکان خود نمود. با این حال ، ارزیابی کارگروه متخصص نشان داد که سیاست گذاران به نظر نمی رسد ملاحظات عمدتاً کوتاه مدت (به عنوان مثال محدود کردن تعهدات در مقیاس بزرگ سربازان خود ، حفظ انعطاف پذیری یا تمایل به مدیریت اتحاد) را در عین حال غفلت کنند. تحقیقات از این محاسبه پشتیبانی نمی کنند. شواهد و تجربه نشان می دهد که منفی جنگ پراکسی با فرکانس بسیار بیشتر از فرکانس که حامیان دولتی به اهداف مورد نظر خود دست می یابند رخ می دهد. اما گرایش دولتها به سمت گروه های پراکسی به نظر می رسد رو به افزایش است.

کفایت حقوق بین الملل

طی یک سال گذشته ، کارگروه متخصص بررسی کرد که آیا شکاف در قانون به تأثیرات منفی جنگ پراکسی کمک می کند؟ . کارگروه خبره – متشکل از سیاست گذاران ، دانشگاهیان و وکلا با تخصص در زمینه های منطقه ای و عملکردی مرتبط با مطالعه – در نهایت دریافتند که چارچوب حقوقی بین المللی موجود تعهدات قانونی مناسبی را ایجاد می کند که ایالت ها را به رفتارهای مسؤولانه در رابطه با جنگ پراکسی متصل می کند. آنچه فاقد آن است ، مجموعه سازهای مؤثر برای اجرای این تعهدات است.

چارچوب قانونی بین المللی تنظیم جنگ پروکسی از اصول کلی مربوط به مسئولیت دولت ، قوانین بین المللی عادی ، کنوانسیون های ژنو ، پیمان تجارت اسلحه و معاهدات حقوق بشر. این چارچوب برای محدود کردن استفاده دولت از زور (تناسب ، تمایز ، ضرورت و انسانیت) قواعد الزام آور را تنظیم می کند. این مسئولیت همچنین مسئولیت های کشورهای حامی را برای اقدامات انجام شده توسط پراکسی هایی که از آنها حمایت می کنند ، در نتیجه تعهدات بین المللی تعیین می کند. پیش نویس مقالات کمیسیون حقوق بین الملل در مورد مسئولیت دولتها در قبال اقدامات بین الملل اشتباه بخش عمده ای از چارچوب را تشکیل می دهد. دیوان بین المللی دادگستری ، این مقالات را به عنوان یک تأیید مجدد در قوانین بین المللی عرفی به رسمیت شناخته است.

مطابق ماده 8 پیش نویس مقالات ، رفتار افراد ممکن است به طور مستقیم به کشورهای حامی مالی منتسب شود که افراد در آنجا تحت نظارت و کنترل فعالیت می کنند. دولت حامی. در واقعیت ، این آستانه بالایی را ایجاد می کند که بندرت در جنگ پروکسی دیده می شود. کارگروه خبره دریافت که موارد کنترل اسپانسر بر این پروکسی ها ممکن است در عمل نادر باشد. نیروهای امنیتی از هر نوع به طول زیادی می روند تا استقلال خود را حفظ کنند.

اما ماده 8 پیامدهای مهمی برای پیمانکاران امنیتی خصوصی دارد که از طریق تعهدات قراردادی نسبت به آن حامیان مالی ، تحت هدایت و کنترل حامیان خود هستند. حامی مالی اظهار داشت كه پیمانكاران شاغل باید اطمینان حاصل كنند كه پیمانكاران خود از قانون تبعیت كنند ، از جمله اما محدود به مجازات پیمانكاران نباید در صورت سوء استفاده از زور علیه غیرنظامیان گام بردارند.

طبق ماده 16 پیش نویس ماده – كه دادگاه بین المللی عدالت متوجه شده است که قوانین بین المللی عرف را منعکس می کند — یک کشور حامی می تواند مسئول یک عمل ناشایست بین المللی باشد که توسط دولت دیگری مرتکب شود اگر دولت حامی کمک کند یا به آن دولت در کمیسیون عمل کمک کند ، مشروط بر اینکه (الف) حامی این کار را با دانش انجام دهد. در مورد شرایط عمل ناعادلانه بین المللی ، و (ب) این عمل در صورت مرتکب شدن توسط دولت حامی ، بین المللی اشتباه خواهد بود.

این امر در مورد حمایت روسیه از رژیم سوریه ، و همچنین حمایت ایالات متحده و انگلیس از سعودی- رهبری ائتلاف در یمن. کارگروه خبره دریافت که در هر دو مورد حامیان مالی حتی اگر آنها از شرایط عمل ناشایست بین المللی اطلاع داشته باشند ، کمک می کردند. بنابراین ، دولتهای حامی مسئولیت نقض جدی قوانین بین المللی در کشورهای مربوطه را به اشتراک می گذارند.

این اصول مسئولیت ایالتی بدون توجه به این که وضعیت درگیری مسلحانه وجود داشته باشد یا اعمال تحت پوشش اعمال ناشایستی هم در قانون جنگ اعمال می شود ، اعمال می شود. و معاهدات حقوق بشر در زمینه مناطق جنگی به طور خاص ، ماده 1 کنوانسیون های ژنو همچنین ایجاب می کند که کشورها احترام به کنوانسیون ها را تضمین کنند. دیوان بین المللی دادگستری این موضوع را تفسیر کرده است به این معنی که کشورها ممکن است در جایی که محتمل و قابل پیش بینی است که این کمک ها از نقض قانون جنگ حمایت نمی کند ، به بازیگران ایالتی یا غیر دولتی کمک نکنند. این شركت به ویژه هنگامی اهمیت دارد كه كشورها از شبه نظامیان و دیگر گروههای مسلح غیر دولتی حمایت كنند. تحقیقات نشان می دهد که چنین گروه هایی هنگام دریافت پشتیبانی خارجی احتمالاً مرتکب ظلم و ستم می شوند ، زیرا حمایت خارجی به این معنی است که گروه های شبه نظامی وابستگی کمتری به حمایت از مردم محلی دارند. این گروه های غیر دولتی نیز احتمالاً مکانیسم های مؤثر فرماندهی و کنترل یا پاسخگویی کمتری دارند. در نتیجه ، حمایت های خارجی از گروه های مسلح غیر دولتی این خطر را افزایش می دهد که دولت های حامی مالی بتوانند از تعهدات قانونی خود بر حذر باشند.

در کنار هم ، این استانداردهای قانونی مجموعه ای از تعهدات مشخص ، هر چند گاه مبهم و مشخص را برای حامیان دولتی ایجاد می کنند. نیروهای پراکسی به منظور جلوگیری از ارتکاب این قانون از نقض جنگ و در صورت وقوع چنین احکامی ، دولت های حامی را پاسخگو می دانند. قوانین مشکل نیستند. شکاف واقعی در اجرای این تعهدات نهفته است.

یک چالش بزرگتر: اجرای

ملل و نهادهای چند ملیتی ، مانند اتحادیه اروپا و سازمان ملل ، به دنبال ایجاد مکانیسم هایی برای پشتیبانی از اجرای این تعهدات هستند. . سازوکارها به طور کلی می توانند به سه دسته تقسیم شوند: حراست ، ایجاد ظرفیت و شفافیت.

پادمان ها شامل تنظیم صادرات اسلحه است. رژیم های نظارت بر استفاده نهایی؛ قوانین حاکم بر استفاده ، مجوز و پاسخگویی قانونی پیمانکاران امنیتی خصوصی؛ و تلاشهای دیگر برای محدود کردن نحوه استفاده کمک های حامی توسط گیرندگان آن.

یکی از سازوکارهای برجسته حفاظت ، معاهده تجارت اسلحه است ، که در صورت استفاده از آنها در جرایم ظلم ، امضاها را از تهیه برخی سلاح ها منع می کند. این پیمان از ایالت های حامی مالی خواسته است ارزیابی های خطر را قبل از انتقال سلاح انجام دهند. بیش از 100 ایالت این پیمان را تصویب كرده اند ، و شواهدی وجود دارد كه نشان می دهد این پیمان پیشرفت كمی در تنظیم انتقال اسلحه داشته است. به عنوان مثال ، چندین کشور سیاستهای کنترل صادرات را برای رعایت تعهدات پیمان تجارت اسلحه اتخاذ یا اصلاح کرده اند. با این حال ، ایالات متحده ، روسیه و چین – سه بزرگترین تأمین کنندگان مهم تسلیحات جهانی – این پیمان را تصویب نکرده اند ، و رئیس جمهور ایالات متحده ترامپ اعلام کرد قصد خود برای جستجوی تصویب این پیمان را اعلام نکرده است.

یکی دیگر از محافظت قابل توجه ، اثبات این معاهده است. دریافت کنندگان کمک های بالقوه برای اطمینان از این کمک ها ، قساوت ها و نقض حقوق بشر را کاهش نمی دهند. یک نمونه از چنین معماری های مربوط به بررسی ، از رژیم "لیستی برای بررسی لای" در ایالات متحده ناشی می شود ، قوانینی که از قانون پیش بینی شده توسط سناتور پاتریک لیایی ناشی می شود. براساس این قوانین ، ایالات متحده نمی تواند برای واحدهایی که موضوع ادعاهای معتبر در مورد نقض فاحش حقوق بشر به رسمیت شناخته شده بین المللی ، مانند شکنجه یا قتل غیرقانونی است ، آموزش و پرورش دهد. وزارت امور خارجه به كاركنان اختصاص داده شده است كه مطالب طبقه بندي شده ، گزارش هاي سازمان هاي حقوق بشر و مقالات مطبوعاتي را مورد بررسي قرار مي دهند تا مشخص كنند چه كساني واجد شرايط آموزش هستند.

سيستم آزمايش لاهي نشانگر همين شكل است كه ممكن است در صورت انجام آزمايش و چالش هاي مرتبط با آن موثر باشد. پیاده سازی. وكالت لاي بدون ترديد از كمك آمريكا به واحدهاي فردي كه معلوم است در قساوت دست داشته اند ، جلوگيري كرده است. اما همچنین باعث ایجاد سردرگمی در بین مقامات دولتی مسئول اجرای آن شده است ، نتوانست از دستیابی به برخی از بازیگران مشکل ساز متوقف شود و برخی شرکای خاص باعث ایجاد چالش های دیپلماتیک شود. علاوه بر این ، به عنوان یک محقق برجسته ، راشل کلینفلد خاطرنشان کرده است ، این قانون "به معنای مقابله با مشکل" چند سیب بد "در یک نیرو است و نه چالش های سیستمی. هنگامی که سوء استفاده از وکلا در ایالات متحده به دلیل سیاست های دولت صورت می گیرد – چه صریح و نه ضمنی – بودن تک تک واحدها ممکن است به عنوان یک عامل بازدارنده برای سوءاستفاده ها مؤثر واقع نشود.

بعنوان یک مکمل برای محافظت ، برخی از کشورها – از جمله ایالات متحده -. سازوکارهای ایجاد ظرفیت پذیرفته شده است. در حالی که ضمانت ها اغلب برای جلوگیری از دستیابی به بازیگران بد انجام می شود ، ظرفیت سازی برای ایجاد امکان استفاده از کمک کنندگان با مسئولیت پذیری در نظر گرفته شده است. این سازوکارها شامل آموزش در مورد استفاده صحیح از سیستم های تسلیحاتی و تعهدات قانونی ذیربط نیز می باشد. تحت این چتر ظرفیت های نهادی گسترده تر برای ایجاد یا بهبود ظرفیت نیروهای شریک در مدیریت نیروها و مواد و نیز پاسخگویی پرسنل خود در قبال هرگونه سوءاستفاده قرار گرفته است.

این مکانیسم ها پتانسیل بالایی دارند اما تاکنون اثبات شده است که کاملاً نابالغ است. آموزش در مورد اسلحه و تعهدات قانونی در کشورهایی که نیروهای امنیتی درگیر سوءاستفاده های گسترده با هدف ارعاب مردم غیرنظامی هستند ، مؤثر نبوده است. بسیاری از کشورهایی که سالها آموزش از ایالات متحده دریافت کرده اند هیچ نشانه ای از بهبود عملکرد حقوق بشر نشان نداده اند. چرا آموزش نتوانسته است رفتار نیروهای پروکسی را تغییر دهد؟ یک مطالعه نشان می دهد که کشورهایی که با شورش روبرو هستند ، احتمالاً با تصرف حزبی یا فرقه ای بخش امنیتی مشخص می شوند. به همین ترتیب ، علاقه آنها به حفظ خود ممکن است از علاقه ایالات متحده برای ایجاد ثبات و حاکمیت قانون فاصله داشته باشد. بنابراین ، حامیان مالی باید شرایط بیشتری را در بسته های کمکی خود اضافه کنند. این مطالعه نتیجه گرفت که علاوه بر ارائه آموزش و انجام آزمایشات ، حامیان مالی باید مشارکت مداوم را مطابق با رعایت آموزش و تعهدات قانونی ذیربط شرط دهند.

به همین ترتیب ، ابزارهای ایجاد ظرفیت نهادی ، توسعه نیافته و در کنار چالش ها قرار دارند. تجزیه و تحلیل اخیر برنامه های موسسه دفاعی پنتاگون (DIB) – که نمایانگر سهم شیر از تلاش های مربوط به ایجاد ظرفیت های سازمانی برای هدف قرار دادن نیروهای امنیتی است – نتیجه گرفتند که عدم برنامه ریزی ، هماهنگی و ارزیابی ، به خطر انداخته است. بله ، این برنامه های DIB با چالش هایی روبرو هستند. اما آنها یک ابزار امیدوار کننده برای کمک به دریافت کنندگان کمک به ساختن سیستم ها برای بهبود مسئولیت پذیری در مورد کمک های امنیتی ارائه می دهند. با این حال ، تاکنون ، تعداد کمی از کشورهای حامی دیگر ساز و کار مهم ایجاد ظرفیت های اقتصادی را حفظ کرده اند.

سرانجام ، سازوکارهای شفافیت برای پیشبرد اجرای چارچوب حقوقی بین المللی پیرامون جنگ پروکسی از دو طریق خدمت می کنند. اول ، این سازوکارها فعالیت دولتهای حامی را مورد بازنگری شهروندان خود و جامعه جهانی قرار می دهد. این می تواند به تقویت فشار عمومی در حمایت از هنجارهای تعیین شده کمک کند. دوم ، داده هایی که چنین مکانیسم هایی تولید می کنند ، بینشهایی را فراهم می کند که درک درستی از فعالیت های ملی و جهانی انجام شده در حمایت از گروه های پروکسی را نشان می دهد. این نوع ردیابی می تواند شناسایی پشتیبانی دولت از پراکسی های مغایر با تعهدات قانونی دولت را بهبود بخشد.

تعدادی مکانیزم شفافیت در سطح ملی و بین المللی وجود دارد. معاهده تجارت اسلحه ، که در بالا به آن اشاره شد ، شامل یک دستورالعمل قوی برای امضاکنندگان برای گزارش واردات و صادرات انواع خاصی از سلاح است. این سازوکار تا حد زیادی آینه سازنده ثبت اختیاری سازمان ملل متحد گزارش تسلیحات متعارف سازمان ملل است.

اعضای اتحادیه اروپا به موضع مشترک شورای اروپا در زمینه صادرات فناوری و تجهیزات نظامی پیوند دارند ، که آنها را متعهد می کند تا "تقویت تبادل اطلاعات مربوطه با یک نگاه به دستیابی به شفافیت بیشتر. " و برخی از دولتهای منفرد – از جمله ایالات متحده – الزامات شفافیت را در حمایت از سیاستهای ملی یا در ارتباط با ابتکار عمل شفافیت بین المللی حفظ می کنند ، که بیش از 90 کشور عضو آن را ترغیب می کند تا اطلاعات مربوط به فعالیت های کمک های خارجی خود را منتشر کنند. به عنوان مثال ، ایالات متحده هر ساله گزارشی عمومی را درباره مجموعه محدود تسلیحات پیشرفته منتشر می کند ، اما نمی تواند تمام سلاح های دارای ابزار نظامی قابل توجهی را در این گزارش ها درج کند. اگرچه هرکدام از این مکانیسم ها مفید هستند ، ابزار آنها محدود است به چه میزان ملل شرکت کننده متعهد به گزارش کاملاً شفاف و تفسیر ملل از تعهدات خود هستند. به ویژه ، این تفسیرها از کشور به کشور دیگر متفاوت است.

با توجه به چالش های مرتبط با هر یک از این نوع سازوکارهای اجرایی – حراست ، ایجاد ظرفیت و شفافیت – کارگروه متخصص نشان داد که بهبود حاکمیت جهانی دولت است. جنگ پروکسی حمایت می شود کمتر به چارچوب های قانونی قوی تر وابسته است تا بهبود اجرای سیاست های موجود. توصیه می کند كه "كشورهایی كه به گروههای مسلح سازمان یافته كمك می كنند ، باید رژیم های نظارت مؤثرتری ایجاد كنند و از توسعه قابلیت های چند جانبه برای نظارت بر پیروی از تعهدات قانونی مربوطه حمایت كنند" ، ضمن افزایش شفافیت در مورد صادرات اسلحه و ایجاد پارامترهای دقیق تر حاكم بر كمكهای مناسب به گروههای پروكسی

مسلما ، کلید پیشرفت چشمگیر در هر یک از این مناطق در اختیار تعداد کمی از دولت ها است. تنها پنج کشور – چهار کشورشان عضو حق وتو در شورای امنیت ایالات متحده هستند. 75 درصد از کل صادرات جهانی تسلیحات را تشکیل می دهند. از میان این کشورها ، فقط فرانسه و آلمان خود را با مشارکت در پیمان تجارت اسلحه ، موضع مشترک شورای اروپا در زمینه صادرات فناوری و تجهیزات نظامی و مقررات کنترل صادرات داخلی (از گروه به اصطلاح گروه P5 ، خود را به مکانیزمهای اجرای قدرتمند وا می دارند). کشورها ، فقط فرانسه ، آلمان و انگلیس در پیمان تجارت اسلحه شرکت می کنند). اما ایالات متحده ، تاکنون بزرگترین صادرکننده اسلحه در جهان و حامی مالی نیروهای پروکسی ، در رویکرد اجرای برجام دارای شکاف های قابل توجهی است.

روسیه و چین بخش عمده ای از صادرات باقی مانده را تشکیل می دهند. عدم پایبندی آنها به استانداردهای بین المللی همچنین به یک رویکرد مسابقه به پایین کمک می کند. در حالی که غرق بودن آنها غالباً به عنوان دلیلی برای ادامه اعزام اسلحه به بازیگران بی پروا ذکر می شود ، واقعیت این است که اعضای ناتو اکثر بازار را کنترل می کنند و در صورت تلاش هماهنگ می توانند استانداردهای خود را افزایش دهند. تعهدات اخیر گروه 7 برای پیوند دادن پشتیبانی از طرفین به درگیری مسلحانه با رعایت قوانین درگیری مسلحانه ، در صورت عملی شدن ، گامی خوب به جلو خواهد بود.

گرفتن یک دسته در مورد جنگ پروکسی ایالات متحده

هماهنگی عمل ایالات متحده با رژیم ها و هنجارهای حقوقی بین المللی در مورد حمایت دولت از نیروهای پراکسی کاملاً منافع ایالات متحده است. تراز هماهنگی با مدیریت فشارهای تشدید کننده و محدود کردن منابع غافلگیرانه استراتژیک ، تقویت نظم مبتنی بر قوانین ، حمایت از حل مناقشه و جلوگیری از انحراف تسلیحات به گروههای تروریستی و دیگر شورشیان کمک می کند. علاوه بر این ، تعهد ایالات متحده به این قوانین و هنجارها به ایجاد یک اجماع بین المللی کمک می کند که بتواند رفتار دولتهای غیرمسئول ، مانند روسیه را مهار کند. این در نهایت می تواند یک مزیت نامتقارن بالقوه را برای رقبا در ایالات متحده کاهش دهد. بنابراین ایالات متحده چه کاری باید انجام دهد تا دولت پروکسی خود را به کار ببندد؟ در هر سه زمینه اجرای برجام ، پیشرفت لازم است.

از نظر حراست ، باید تصویب پیمان تجارت اسلحه برای ایالات متحده باشد. طرفداران اصلاحیه دوم اظهار داشته اند كه این پیمان كنترل تسلیحات را تحمیل می كند كه حقوق قانونی محافظت شده از صاحبان اسلحه را تضعیف می كند. در واقعیت ، این پیمان نیازی به تغییر در قانون موجود ایالات متحده ندارد و بر جلوگیری از انحراف اسلحه به بازیگران نامشروع به جای جلوگیری از تجارت مشروع ، متمرکز است. مشاركت آمريكا نشان دهنده رهبري و فشار بر روسيه و چين براي پيگيري پرونده است.

علاوه بر اين ، آمريكا بايد در صورت نقض دريافت كنندگان ، سياست هاي حاكم بر خاتمه كمك را تجديد نظر كند. در حال حاضر ، طبق قوانین لی ، کمک به واحدی که مرتکب نقض فاحش حقوق بشر شود ، باید خاتمه یابد. با این حال ، همانطور که از عدم موفقیت دولت در خاتمه کمک به عربستان سعودی در پی تخلفات در یمن نشان داده شده است ، این شرط مستلزم وجود تعداد قابل توجهی از نقاط ضعف است.

به عنوان مثال ، انتقال تجهیزات فقط در صورتی که تجهیزات در معرض امتحان لی باشد. با بودجه ایالات متحده خریداری می شود. قوانین لیایی تصریح می کند که هیچگونه "کمک" ای به نیروهای امنیتی خارجی ارائه نمی شود. در حالیکه سایر مقررات قانون کمک های خارجی "کمک" را برای شامل مجوزهای فروش کالاهای دفاعی و خدمات تعریف می کند ، برای هدف از بررسی لائی ، وزارت امور خارجه این اصطلاح را تفسیر می کند که فقط در مورد نقل و انتقالات ایالات متحده از جمله اینگونه کالاها و خدمات اعمال می شود. . به عبارت دیگر ، اگر کشور گیرنده از بودجه خود برای خرید کالاهای دفاع یا خدمات دفاعی از یک شرکت آمریکایی استفاده کند ، چنین فروش هایی منوط به تصویب وزارت امور خارجه است اما برای بررسی و بررسی لیایی نیست. و روند عمومی وزارت امور خارجه نسبت به وكی كردن لای ملایم تر است. وزارت امور خارجه سالانه هزاران میلیارد دلار از چنین فروش هایی را مجاز می داند. در مورد یمن ، وتوسط لیایی هیچ کاری برای جلوگیری از فروش مداوم مهمات به ائتلاف به رهبری سعودی انجام نداد ، حتی در میان گزارش های معتبر مبنی بر استفاده از مهمات آمریكایی در حملات هوایی غیرمجاز. حفره؟ این مهمات توسط عربستان سعودی و سایر اعضای ائتلاف خریداری شده است ، نه توسط ایالات متحده

ایالات متحده همچنین یک مشکل اجرایی دارد. در حالی که قانون ایالات متحده آمریکا در حال حاضر ارائه کمکهای نظامی به دولتهایی که درگیر الگوی مداوم سوءاستفاده هستند یا به گیرندگان دارای سوءاستفاده از مقالات یا خدمات دفاعی منشاء ایالات متحده منع شده است ، ایالات متحده نتوانسته است این قوانین را اجرا کند. این باید تغییر کند ایالات متحده باید الزامات محكمی را تأمین كند كه (الف) گزارشهای مربوط به تخلفات قابل توجه توسط دریافت كنندگان كمكهای نظامی باید به طور مشترك بررسی شود ، ب) این تحقیقات مشترک باید تصمیمات خاتمه را آغاز كند كه در صورت عدم وجود شواهد محرمانه ، بهترین شواهد موجود را درمان كنند. از منابع معتبر ، مستقل به عنوان مضرات ، و (ج) علاوه بر خاتمه کمک به واحدهای خاص برای نقض حقوق بشر ، ایالات متحده باید به دولتهایی که الگوی پایدار از تخلفات غیرقابل ارزیابی را نشان می دهند ، کمک کند.

سطح برنامه ای برای ایجاد حراست. برنامه های کمک باید با ارزیابی ریسک ها ، بررسی دقیق واحدهای دریافت کننده و ترکیب اقدامات کاهش ریسک در طرح برنامه ها آگاه شوند. از نظر بررسی ، پیشرفتهای مربوط به بررسی و بررسی لی در سالهای اخیر – مانند ایجاد سیاست اصلاح ، – این برنامه را تقویت کرده و به نگرانی های کلیدی پرداخته است. با این حال ، این برنامه همواره با عدم داده های با کیفیت به چالش کشیده شده است. جامعه اطلاعاتی آمریكا ، از جمله برنامه های ملی و نظامی ، یك موقعیت منحصر به فرد برای کمک به بهبود دسترسی به داده های موجود برای بررسی لائی دارد. ایالات متحده باید مجموعه ای از اطلاعات مربوط به نقض حقوق بشر ، رفتار ناخوشایند و فساد را از طریق چارچوب اولویت های اطلاعات ملی و سایر ابزارها تحریک کند.

اولویت نهایی برای بهبود پادمان ها باید اطمینان از پاسخگویی پیمانکاران امنیتی خصوصی باشد. بیش از یک دهه پس از آنکه پیمانکاران بلک واتر به قتل عام غیرنظامیان عراقی در میدان نیسور در بغداد پرداختند ، توانایی دولت ایالات متحده برای قرار دادن پیمانکاران در استخدام خود در قبال خشونت های غیرعمد پاسخگو است. در حالی که یکی از پیمانکاران درگیر در قتل های میدان نیسور به جرم قتل محکوم شده بود ، قانون فعلی به طور کلی صلاحیت برون مرزی را برعهده پیمانکاران آمریکایی که هیچ نقشی در پشتیبانی از عملیات نظامی ایالات متحده ندارند ، تعیین نمی کند. قوانینی نظیر قانون صلاحیت غیرقانونی غیرنظامی مدنی ، که به مدت طولانی با حمایت نمایندگان دیوید پرایس و سناتور لی ، صلاحیت کیفری ایالات متحده را بر همه پیمانکاران امنیتی شاغل در ایالات متحده برقرار خواهد کرد.

آموزش حقوق به عنوان یک اقدام مهم برای کمک به گروه های پراکسی ، و ایالات متحده باید برای بهبود زیرساخت ها و تخصص های لازم برای ارائه این آموزش سرمایه گذاری کند. رویکرد کنونی عمدتاً محدود به ارائه سمینارهای مربوط به حقوق بین الملل درگیری های مسلحانه و سایر آموزش های حقوقی توسط دادستان قاضی دادستان عمومی است که از طریق انستیتوی دفاعی مطالعات حقوقی بین المللی کار می کنند. این فعالیتها ممکن است عنصر مهمی از رویکردهای گسترده تر آموزش حقوق بشر باشد. اما به خودی خود ، آنها کافی نیستند. درعوض ، ایالات متحده باید یک برنامه منسجم از آموزش طیف متقابل ایجاد کند که شامل جنبه های قانونی ، آموزه ای و تاکتیکی باشد. این دوره آموزشی از سمینارهای کلاسی گرفته تا تمرینات تیراندازی مبتنی بر سناریو خواهد بود. کمک باید وابسته به توانایی نشان داده شده در استفاده از وجوه یا اسلحه ایالات متحده به روشی که مطابق با قانون است ، باشد. و در صورت سوء استفاده گیرنده از آن ، کمک های جاری باید به حالت تعلیق در بیاید.

ایالات متحده در سال های اخیر اقدامات مهمی در جهت بهبود شفافیت کمک های نظامی انجام داده است ، از جمله شرکت در طرح شفافیت بین المللی کمک و مشارکت دولت باز ، اما برخی از مشکلات مهم. ماندن. به ویژه ، از 11 سپتامبر 2001 ، تعداد پرسنل نیروهای ویژه ایالات متحده به طور چشمگیری افزایش یافته است. در سال 1999 تعداد 29500 نفر بوده و اکنون این تعداد به بیش از 65000 رسیده است. نیروهای عملیات ویژه همزمان با حضور خود در سراسر جهان گسترش یافته اند. چرا رشد این نیروها مانعی برای شفافیت است؟ در سال 2016 ، نیروهای عملیات ویژه به 138 کشور اعزام شدند. اگرچه آنها به مأموریتهای مختلفی متهم هستند ، اما آنها اغلب به همتایان داخلی از جمله فعالیتهایی که بعضاً شامل جنگ پروکسی است ، کمک می کنند. با این وجود ، مکانها و مأموریتها و کمکهای این نیروهای تقریباً همیشه طبقه بندی می شوند. مقامات عملیات ویژه مانند 10 ایالات متحده آمریکا e 127e و برنامه آموزش مبادلات ترکیبی مشترک مانند سایر برنامه های همکاری های امنیتی وزارت دفاع ، تحت نظارت همان کنفرانس قرار نمی گیرند ، از جمله برنامه های نظارت بر کنگره ، بسیار کمتر از آن پادمان هایی که برای برنامه های کمک های امنیتی تحت اداره وزارت امور خارجه اعمال می شوند. با توجه به عدم حراست ، نظارت و شفافیت کنگره از اهمیت ویژه ای برای این برنامه ها برخوردار است

در واقعیت ، در حالی که مأموریت های نیروهای ویژه عملیات می توانند شامل اسرار دولتی بسیار حساس باشند ، غالباً اینگونه نیست. برای از بین بردن معافیت پتو برای فعالیتهای نیروهای ویژه ، ضمن حفظ گزینه هایی برای حفظ اسرار طبقه بندی شده ، باید شفافیت لازم را نیز مورد تجدید نظر قرار داد. غیرممکن است که وزارت دفاع بتواند تعادل برقرار کند. جامعه آمریكا – و غالباً كنگره – در چارچوب چنین میانه ای ، در مورد طیف گسترده ای از عملیات های بالقوه خطرناک كه می تواند مستلزم كمك آمریكا به گروههایی باشد كه قوانین بین المللی را نقض می كنند ، تأثیر چشمگیری در منافع آمریكا می گذارد و اعضای خدمات ایالات متحده را به سمت درگیری های مسلحانه سوق می دهد. کنگره مجاز نیست.

نتیجه گیری

در بیش از 15 سال که ایالات متحده مشغول فعالیت های نظامی در عراق و افغانستان بوده است ، ایجاد نیروهای امنیتی محلی مؤثر و پاسخگو بخش مهمی از استراتژی ایالات متحده بوده است. با این وجود ، پس از صدها میلیارد دلار بودجه ایالات متحده برای ساختن ظرفیت این نیروهای محلی سرمایه گذاری شده است ، هیچ کشوری قادر نیست به طور موثر پناهگاه های امن را به تنهایی از تروریست ها انکار کند. Local forces sponsored by the U.S. in both countries have failed to secure the support of people in the respective countries. The major obstacle: corrupt and abusive practices.

To take just one example, in 2006, the Independent Commission on the Security Forces of Iraq concluded that the federal police (then referred to as the national police) were engaged in sectarian abuses and should be disbanded. They never were. Rather, the Defense Department continued to request funding for the federal police through 2019. The federal police have hardly reformed themselves. In late 2019, the federal police were involved in the unlawful killing of protestors in Iraq. This should be a wake-up call to the United States that, whatever their short-term benefits, proxies that disregard the rule of law will never bring long-term stability to the countries in which they operate. By complying with its own legal obligations for sponsoring proxies, and implementing the recommendations outlined above, the United States may avoid such failures in the future.