نوشت T Tatalo Alamu

ما بارها در این ستون گفته ایم که سوء مدیریت تنوع – قومی ، فرهنگی ، مذهبی ، منطقه ای و اقتصادی – در نهایت عذاب نیجریه را هدر می دهد. در همین حال ، هنگامی که Amotekun imbroglio در حال رسیدن به اوج تکان دهنده خود بود ، بوکوحرام را شکست ، و به زور یاد ملت کار ناتمام گذاشت.

در یک فیلم وحشتناک و خون آلود ، طنین انداز با طعنه های وحشیانه و catcalls ، فرقه دیوانه وار و خونخوار ، تصاویری از سرقت خلاصه رئیس ربوده شده انجمن مسیحیان نیجریه در ایالت آداماوا ، Reverend Indimi را ارسال کرد.

این مورد برای کودکان خردسال یا جنجالی نبود. روحانی آرام اما آشکارا ناآرام پیش از این دیده می شد که دلهره ناخوشایندی را برای نجات جان خود از دست می دهد. قرار نبود اینگونه شود. فرقه قاتل به زمان بندی اجرای سرسخت آن گیر کرده است. بار دیگر ، نیجریه خون و به رحمت یک فرقه قاتل کاملاً مصون از عقل و عقلانیت متعارف است.

شورش بوکو هارام علیرغم ادعاهای مقامات فدرال مبنی بر ده سال گذشته ادامه دارد. واقعاً تخریب شده است. وقتی این واقعیت در نظر گرفته شود که جنگ داخلی که پنجاه سال پیش به پایان رسید فقط سه سال به طول انجامید ، می توانیم تصور کنیم که ملت با یک نوع خصومت و تهدید وجودی بی نظیر روبرو است که در کتب درسی نظامی معمولی و ORBAT قرار نگرفته است. ارتشهای ملی مستعمره نشین.

در یک طعنه بزرگ از تاریخ ، یکی از قهرمانان آن جنگ داخلی ، جنرال شجاع و بی پروا محمد شوا ، با یک فرجام وحشتناک در دست فرقه قاتل قرار گرفت ، زیرا او تصمیم به مقابله با برخی از اعضای آن که به خانه او در میدگووری حمله کرده بودند. هفته گذشته ، امیر پستیسکوم قبل از کمک رسانی مجبور شد به مدت یک ساعت در بوته نوردی کند. این بعد از آن بود که موتورسواری وی تحت الشعاع و غلبه بر کاروانهای دزدگیر قرار گرفت.

اگرچه درست است که تا حد زیادی از دژهای سرزمینی سابق خود خارج شده است ، اما این فرقه فجیع هنوز قادر به اعتصاب اراده ، خونریزی و زهکشی کشور است. بدون هیچ گونه فشرده سازی و سرقت آن از منابع مهم مورد نیاز برای رشد اقتصادی و توسعه زیرساختها.

اما ما باید یک واقعیت را بررسی کنیم. این می توانست به مراتب بدتر باشد اما برای شجاعت و شجاعت مرد و زن نیروهای مسلح ما. در اوج تهدید خود ، شورشیان بوکوحرام حداقل چهار منطقه حاشیه میدان میدگووری-یوب-یولا حاکمان سنتی را منحل و اسراء دادند. [2] یک یا دو نفر به طور آشکار به قتل رسیدند.

حداقل در حال حاضر ، آن حمله جسورانه و گسترده به مقدسات سرزمین کشور عمدتاً دربر گرفته شده است. بوکوحرام همچنان قادر است به خواست خود اعتصاب کند زیرا برای انجام این کار نیازی به نبردهای قطعه ای ندارد. در حقیقت ، بخشی از نقاط قوت توانایی جلوگیری از جنگ های قطعه ای است ، به جز اینکه شانس ها بیش از حد به نفع آنها است و بسیار به برتری جمع آوری اطلاعات محلی آنها متکی هستند.

در طول سال ها ، شورشیان بوکوحرام ثابت کرده اند که استادان جنگ نامتقارن هستند. این یک جنگ نامنظم و غیر متعارف است که برای آن یک ارتش منظم و معمولی مجهز و ناآرام است. هیچ آموزشگاهی برای جنگ نامتقارن وجود ندارد ، اگرچه به طور کامل نمی توان اطمینان داشت که آمریکایی های خوش ذوق و با حرکات فعال در حال مطالعه modus operandi در جایی نیستند.

در جنگ های نامتقارن ، ارتش نمی تواند بطور مرسوم مستقر شود یا مرتب شود و به طور منظم مرتب شود. . همه چیز به رشادت ، بی رحمی و بداهه بی امان بستگی دارد. غالباً ، ژنرالای خام استاد همانطور که ویتنامی ها آمریكایی ها و فرانسوی ها را به دانش آموزان آمریكایی و فرانسوی ها آموخته بودند ، استاد كل تصفیه شده است.

باید به خاطر داشته باشید كه در همه موارد در آفریقای پس از استعمار كه ارتش های ملی با منشاء استعماری متعارف تحت الشعاع قرار گرفته اند. نیروهای شورشی ، جنگهای نامتقارن را پشت سر گذاشته اند: اوگاندا ، رواندا ، زائر ، اتیوپی ، چاد ، کنگو برزوویل ، سومالی ، لیبریا ، سیرالئون و لیبی. اگر نظم ملی به سرعت احیا شود ، همه چیز خوب و خوب است ، اگر نه بارگیری آخرالزمانی همانطور که در سومالی و لیبی دیدیم.

این تهدیدی اساسی است که بوکوحرام به وضوح دوباره سازی و دوباره متجلی شده به تمامیت ارضی نیجریه و ادامه بقا به عنوان یک ملت ، به ویژه با فروپاشی کریدور مغرب و هجوم مزدوران خاورمیانه از دوزخ سوریه ، عراق و یمن.

یک ایران ناامید ممکن است به دنبال آموزش برای آموزش تدریس سنی های نیجریه باشد. دولت در زمینه بازی قدرت ژئوپلیتیکی درس بخوانید. همچنین ممکن است برخی از قدرتهای جهانی متمایل به سرمايه گذاري در امور ناتمام از فروپاشي نهايی نيجريه باشند ، همانطور که در طول جنگ داخلی شاهد آن بودیم.

قضاوت از جرات عملیاتی و تهدید مجدد شورشیان بوکوحرام ، جنگ پروکسی که توسط آن کامل شد. ممکن است ایرانیان و تحت تسلط بت نظامی ترور شده خود ، ژنرال کواسم سلیمانی ، در نیجریه حضور پیدا کنند.

در جنگ های پروکسی ، مبارزان اصلی از میدان نبرد دور می شوند ، در حالی که شبه نظامیان برچسب زده شده و فرقه های شورشیان که بر خلاف آنها عمل می کنند مقدم هستند. . هنگامی که شورشیان حوثی یمنی موشک هایی را به مزارع نفتی عربستان سعودی پرتاب کردند ، همه می دانستند که این فقط ادامه خصومت های قدیمی بین فرقه اهل سنت و ایرانیان است. اگر این جنگ همه علیه همه باشد ، با توجه به معادلات اجتماعی و مذهبی ناپایدار ، در خاک نیجریه اعمال می شود ، ممکن است واقعاً در یک مسیر سواری خشن قرار بگیریم.

ما کسی را جز مقصر بودن خود نداریم. آیا نیجریه برای تبدیل شدن به یک زمینه کشتار دائمی ، آمادگی دارد؟ قیام بوکوحرام محصول سوء مدیریت تنوع قومی ، منطقه ای ، سیاسی ، اقتصادی و مذهبی است. این مسئله کمی دشوار محلی در زیر سطح تابیده شده بود ، تا اینکه قتل عمیقاً قضایی رهبر این کشور در سال 2009 ، این تنش را تشدید کرد و آن را برای بازرگانان با فرصت برابر برای قتل و ضرب و شتم به یک دلیل بین المللی تبدیل کرد.

چرا فقط وقتی نفس Amotekun imbroglio به هلال خود رسید و با این که دولتمردان استرلینگ به دنبال راه حل قابل قبول و وسیله ای برای صرفه جویی در چهره بودند ، می توان صبر کرد تا ببیند که آیا مقامات در لحظه ای از شادی فئودالی ، مملکت را بر فراز آن قرار می دهند؟ لبه صخره این کار خیلی نزدیک بود و با یک جدال معمولی در نیجریه به پایان رسید که مسئولان راه خود را از دست داده اند و مردم جنوب غربی که البته دارای مارک کاهش یافته هستند ، هر چند که دارای مارک کاهش یافته هستند.

در حالی که چهره خاموش ماندگار شد ، سرنوشت نیجریه به نظر می رسید خود را در آغوش بکشد. تعادل. حقیقتی که رهبران سیاسی ما باید در محاسبات آینده خود بدانند این است که حتی اگر در این لحظه همه پرسی برای تعیین سرنوشت قومی برگزار می شد ، اکثریت قریب به اتفاق مردم یوروآ از نیجریه خارج می شدند.

این می بود. nunc dimittis برای نیجریه. بانوی چاق را به صحنه فراخوانده بودند. با چسبیدن به درام پیروزی قومی ، باید به تجزیه و تحلیل عینی بپردازید ، بدیهی است که کلید جادویی برای برگزاری نیجریه در کنار هم در جنوب غربی نهفته است. غرب چسب اتصال دهنده ای را که نیجریه را در کنار هم نگه می دارد فراهم می کند.

این به دلیل هیچ استثنائی یا ویژگی های برتر نیست. دلیل آن ساده است. هنگامی که شما یک فرد معمولاً مدارا و پذیرا را به دیوار منتقل می کنید ، جایی که دیگر جایی برای مانور یا مصالحه گنگ وجود ندارد ، آنها با شور و هیجان و جسارت بدون مزخرف دوباره مبارزه می کنند.

با شرق به شدت بیگانه شد. تبعید انبوه داخلی از نیجریه ، با این که ملت Ijaw مجدداً استراحت می کند و کمربند میانی را خفه می کند و زیر یوغ طغیان فئودال می کشد ، همه چیز باقی می ماند برای این که مردم یوروبا این پلاگین را بکشند.

هنگامی که شما کشوری را به جایی سوق دهید که دو یا سه ملیت اصلی خواهان آن هستند ، کلاهبرداری استعماری دیگر پایدار نیست. بنابراین ، در حالی که دولتمردان که به دنبال راه حلی در پشت پرده بودند ، باید مورد تقدیر قرار بگیرند ، پارتیزانهای تند که با عصبانیت کلاه خود را به گردن قهرمانی می انداختند باید به خاطر شفاف سازی و تبلور پرونده در برابر استبداد هژمونیک تبریک بگویند.

تنوع قومی منجر به انقلاب نمی شود. این امر فقط به تجزیه و هرج و مرج افراطی منجر می شود. به همین دلیل است که تجزیه و تحلیل طبقه قدیمی ، ما را در تمام مساحتهای گسترده و ترسناک ترسناک ناکام می کند. نگاه سخت به تحولات تاریخی حاکی از آن است که برخلاف تحولات قومی و مذهبی آفریقای پس از استعمار ، فقط در کشورهای نژادپرستانه و همجنسگرا مانند فرانسه ، روسیه ، چین و کوبا وجود دارد که سوء مدیریت انواع مختلف اقتصادی منجر به انقلاب آشکار شد. [19659003] دو مورد مهم وجود دارد که از fracas amotekun و کسب و کار خطرناک از سوء مدیریت انواع تنوع دو رقمی در نیجریه استفاده می شود. هرچه درجه فدرال سازی نادرست توسط مقامات استعمار و ارتش به نیجریه تحمیل شود ، یک کشور مدرن مملکت را نمی توان به عنوان یک محاصره فئودالی اداره کرد بدون اینکه واحدهای تشکیل دهنده یوغ بندگی کیفری را در یک مقطع پرتاب کنند.

بی قرار روحیه دوست داشتنی دولت ملی مدرن این امر را تضمین می كند و تضمین می كند كه هیچ كس نمی تواند ملتی را به ملك اجداد اجداد خود بخواند بدون آنكه كسانه اخلاق بنیانگذار و روحیه منشاء دولت ملی مدرن را نقض كند. بگذارید کسانی که از تاریخ اخیر نیجریه درس می گیرند ، خیلی سریع یاد بگیرند و یاد بگیرند.

درس دوم ، ضرورت کلاسیک فدرالیسم است که نیجریه ها باید از پدران بنیانگذار خود درونی شوند ، زیرا در زیر یوغ سوء تفاهم ناله و ناله می کنند. فدرالیسم توسط استبداد نظامی و مقامات استعماری به آنها تحمیل شده است. هیچ دو کشور فدراسیون حتی در جایی که ویژگیهای اساسی را با هم ندارند ، به طور یکسان نیستند. فدرالیسم هرگز داده نمی شود. این در عمل ، در تضاد پویا و درگیری اندیشه های متضاد و متضاد ملت تعریف شده است. این بزرگترین درس از رومبوس آموتکون است.