پس از دستگیری توسط نیروهای آمریکایی ، صدام حسین پذیرش مبهوت خود را به جورج پیرو ، بازپرس اف بی آی وظیفه بازجویی از وی انجام داد. دلیل اینکه وی بیش از یک دهه با بازرسان تسلیحات سازمان ملل بازی گربه و موش بازی کرده بود این نیست که وی در تلاش بود تا تولید سلاح های کشتار جمعی عراقی را از غرب پنهان کند.
بلکه تصمیم برای شروع چنین دوره خطرناکی – یکی که نهایتا باعث شده بود که حسین در مقابل بازجوئی FBI خود در یک پایگاه آمریکایی در فرودگاه بغداد بی احترامی بنشیند – از ایران گرفته شود که عراق بسیاری از قابلیت های تسلیحاتی خود را از دست داده است.
ترس عراق از ایران به شدت ترس را تحت الشعاع قرار داد. ایالات متحده حسین در سال 2004 به پیرو گفت ، قابلیت های تسلیحاتی ایران به طرز چشمگیری افزایش یافته است ، در حالی که به دلیل تحریم های سازمان ملل اکثر عراق از بین رفته است. او نتیجه گرفت که اثرات این امر در آینده به شدت احساس خواهد شد.
در زمانی که به نظر می رسد ایالات متحده ایران را درگیر جنگی درگیر در خاک عراق می کند ، هشدار حسین تقریباً نبوت است. اما همانطور که تحقیقات خودم در مورد تاریخ اخیر عراق و رابطه آن با ایران نشان می دهد ، تنش ها بین دو کشور مدتهاست که بر تصمیم گیری رهبران آنها حاکم بوده است.
جنگ توسط پروکسی
کودتاهای نظامی پی در پی در عراق. به تصرف حزب بعث در سال 1968 و صعود تدریجی حسین به قدرت تا دهه 1970 منجر شد. در این دوره ، هر دو ایران و عراق به طور فعال از پروکسی برای تضعیف یکدیگر استفاده کردند. همانطور که در کتاب آینده تاریخ عراق نیز بررسی می کنم ، ایران با کمک مخفیانه سیا و اسرائیل از شورش مداوم کردها در عراق حمایت کرد. در همین حال ، عراق حامی جنبش های مختلف جدایی طلبانه در استان "عربستان" به نام خوزستان بود.
در مارس 1975 ، حسین توافق کرد که مجدداً تحقیرآمیز مرزها بین دو کشور در امتداد تالوگ رودخانه شات العرب را به عوض بدهد. قطع پشتیبانی لجستیکی ایران از شورشیان کرد. شاه ایران وكلاي خود را فروخت و حسين به طرز وحشيانه شورش كردها را به پايان رساند.
اما تنش ها بين دو كشور ادامه داشت. با کمک درآمدهای بی سابقه نفت پس از ملی شدن صنعت نفت عراق در سال 1972 ، حسین ماشین جنگی جنگی ایجاد کرد – با هدف بازگرداندن امتیاز قبلی خود به شاه.
عراق حمله به ایران
هنگامی که ایران در انقلاب اسلامی در سال 1978 فوران کرد – 9 ، حسین فرصت خود را دید. در سپتامبر 1980 ، در اثر آشفتگی ایران ، عراق به این کشور حمله کرد. به دور از پیروزی سریع ، حسین پیش بینی کرده بود ، با این وجود ، جنگ به مدت هشت سال ادامه پیدا کرد و باعث کشته و زخمی شدن بیش از یک میلیون نفر شد و هر دو کشور را از نظر مضراتی ویران کرد.
رئیس جمهور ایران ، ابوالحسن بنیسادر در یک جیپ. در سال 1981 ، در طول جنگ ایران و عراق. از طریق ویکی مدیا Commons
ایران از طریق جنگ و پیامدهای آن پیوندهایی با مخالفان داخلی شیعیان – حزب داعش ایجاد کرد. پیش از جنگ ، عراق محمد باقر الصدر ، رهبر معنوی حزب و پدری مقتدی صدر ، روحانی با نفوذ شیعه را اعدام کرده بود. بسیاری از مخالفان سازمان یافته شیعه سرکوب شدند ، و بسیاری از رهبران آن سرانجام به ایران پناه بردند ، جایی که در سال 1982 شورای عالی انقلاب اسلامی در عراق (SCIRI) به عنوان یک حزب سیاسی شیعه تشکیل شد.
حمله ناکام عراق كویت و شكست ائتلاف بین المللی در اوایل سال 1991 باعث قیام داخلی شیعیان در جنوب و كردها در شمال شد. اینها شکست خوردند ، اما تحریم ها و بازرسی های سازمان ملل متحد در طول دهه 1990 به این معنی بود که رژیم حسین به طور مؤثر از خودمختاری به کردهای شمال عراق واگذار کرد. در همین حال ، ایران همچنان به حمایت از کردهای عراق و شیعه ادامه داد.
پس از حمله سال 2003
جنگ 2003 به رژیم حسین پایان داد ، و همانطور که پیش بینی کرده بود ، شاهد نفوذ ایران در عراق و منطقه گسترده تر شد. اگرچه تجزیه و تحلیلهای سیا در طول دهه 1990 به طور مداوم هشدار داده بود كه این سناریوی محتمل پس از حذف رژیم است ، دولت جورج دبلیو بوش تصمیم گرفت بدون در نظر گرفتن برنامه و با برنامه ریزی اندكی برای آنچه كه بعد از آن خواهد آمد ، "تغییر رژیم" را اعمال كند. همانطور که پیش بینی شده بود ، این بود که ایران عراق جدید را با نزدیکان خود پر کرد. بلافاصله پس از سقوط رژیم ، داعش تبعید شد و رهبران SCIRI بازگشتند به عراق. آنها با هم در هر انتخابات از زمان حمله تا كنون مسلط شده اند و در واقع "دیكتاتوری منتخب" ایجاد می كنند كه به دلایل دموگرافیك و فرقه ای ، هیچ گروه و گروه دیگری شانس واقعی پیروزی در انتخابات را ندارند.
اگرچه برای چندین سال به نظر می رسید آتش بس ناخوشایند عراق بین ایران و ایالات متحده وجود داشته باشد ، جایی که هر دو کشور ضمن حمایت از همان رهبران شیعه و کرد ، وضعیت جدید این سرزمین را ارزیابی کردند. این امر به ویژه در دوره نخست وزیری نوری مالکی بین سالهای 2006 و 2014 مشهود بود ، که حمایت هر دو ایالات متحده و ایران را حفظ کرد.
وقتی مالکی در سال 2014 به نفع رفیق داعش حیدر العبادی کناره گیری کرد ، دولت اسلامی (IS) تهدید کننده وجود دولت عراق بود. آتش بس ناخوشایند بین آمریکایی ها و ایرانیان برای مقابله با این تهدید شورشی تأیید شد.
ارتش و نهادهای دولتی عراق بسیار ضعیف بودند و به زودی به اصطلاح یگان های بسیج مردمی (PMU) ، که با نام هاشم الشعبی نیز شناخته می شود ، شکل گرفت. مبارزه با است. PMU متشکل از طیف گسترده ای از شبه نظامیان عقیدتی و فرقه ای – که بسیاری از آنها شیعه هستند و به گروه های سیاسی خاصی وابسته اند ، PMU بخشی جدایی ناپذیر از شکست داعش بوده و همچنان نقش های مهمی را ایفا می کند ، زیرا بسیاری از خلع سلاح خودداری کرده اند. [19659002] در جریان مبارزه با داعش ، نیروهای آمریکایی دوباره در عراق و همسایگان سوریه مستقر شدند. سربازان و نزدیکان ایران ، با هماهنگی فرمانده نیروی قدس ، سرلشکر قاسم سلیمانی – که در اوایل ژانویه سال 2020 توسط ایالات متحده ترور شد – نیز در شکست جهادگران جدایی ناپذیر بودند.
در همین چند اخیر بود. سالها عدم اطمینان که درگیری اجتناب ناپذیر منافع آمریکا و ایران در عراق به ویژه نمایان شد. شرایطی که رهبران سیاسی عراق از نظر عقیدتی وابسته به ایران هستند در حالی که ایالات متحده به دنبال شکل دادن عراق به تصویر خود با انتخابات آزاد بوده است و یک سیستم سیاسی لیبرال به علاوه روابط اقتصادی با بنگاه های انرژی غربی ، سرانجام باعث ایجاد اصطکاک می شود.
هرچه اتفاق بعدی بیفتد ، یک چیز مسلم است. عراق در جنگ پروکسی ایرانی و آمریکایی که در خاک عراق انجام شد ، بازنده بزرگ است و مردم عراق همچنان رنج می برند.