یک زن برملی پس از مرگ مادر افسرده در اثر "خودکشی توسط پروکسی" در اثر ابتلا به سرطان گلو ، درگذشت از غم و اندوه خود صحبت کرد.
لورا ناتو ، 26 ساله ، در چند سال در خانواده نزدیك خود سه تشخیص تحمل كرد ، در ابتدا وقتی كه مادر وی تشخیص داده شد ، اندكی پس از آنكه یاد گرفت عمه اش در سال 2014 مبتلا به سرطان سینه بود.
ضربه دیگری در ماه فوریه رخ داد ، هنگامی که پدر بزرگش نیز مبتلا به سرطان استخوان و سپس سرطان گلو تشخیص داده شد ، درست چند روز پس از درگذشت مادرش در سن 52 سالگی از عوارض مربوط به افسردگی بالینی.
لورا گفت: "مادر من حدود چهار سال پیش بلافاصله پس از آنكه خواهرش به سرطان پستان مبتلا شد ، مبتلا به سرطان گلو تشخیص داده شد ، بنابراین كمی جدی بود.
"نوه من نیز مبتلا به سرطان استخوان بود و هنگامی كه مادرم در فوریه امسال درگذشت ، سرطان گلو تشخیص داده شد.
"با سرطان ، مادر نمی تواند چیزی بخورد یا بنوشد ، بنابراین او خود را منزوی كرد و قبلاً از افسردگی مادام العمر رنج می برد.
"او یک گیره در معده داشت و حدود یک سال و نیم پیش او شروع به رفتن به سرازیری کرد ، دچار تشنج شد و خیلی زیاد در بیمارستان و بیرون بود.
"پزشکان به او گفتند که او باید شروع به قرار دادن شیر و آب در گیره های خود کند و مراقب خودش باشد.
"اما مادر تمرین هایی را که باعث می شود او را به بلع برگرداند ، متوقف کرد زیرا این برای او خیلی زیاد بود."
کیت ، مادر لورا ، در فوریه سال جاری در بیمارستان به دلیل مشکلات سوء تغذیه و کمبود آب بدن در بیمارستان به پایان رسید ، هنگامی که پزشکان متوجه شدند که او لخته لخته در روده دارد.
لورا گفت: "او واقعاً افسرده بود و واقعاً تازه تسلیم شد."
"نوعی خودکشی بود از طریق پروکسی."
کیت ، با کمال تعجب از سه فرزندش ، که رادیوتراپی و درمان شیمی درمانی را پشت سر گذاشتند ، گذشت ، و آنها می دانستند مادرشان از سن 17 سالگی با افسردگی بالینی مقابله کرده است.
"ما همیشه می دانستیم که مامان راهی برای بیرون رفتن از ما خواسته است ، بنابراین همه ما بسیار متعجب شدیم که او حتی با معالجه از سر رفته است."
"این اثرات رادیوتراپی بود که در پایان او را کشته ، نه در واقع سرطان.
"ما می دانستیم که او از لحاظ روحی و جسمی درد زیادی دارد.
"او به مراتب بدتر شد زیرا خود را تشخیص داد كه آگورافوبیا بود و گفت كه نمی تواند بیرون برود.
"دو یا سه سال پس از تشخیص ، او فقط روی مبل نشسته و تلویزیون ، روز و روز را تماشا کرد.
"هنگامی که او توانایی بلعیدن را از دست داد و میله وارد شد ، این زمانی است که او شروع به سرازیری کرد.
"او نمی خواست خانواده را ببیند ، نمی خواست جشن های تولد یا کریسمس را جشن بگیرد. او در چنین افسردگی عمیقی افتاد. "
لورا با بنیاد سرطان گلو ، یک موسسه خیریه ملی با هدف افزایش آگاهی در مورد سرطان هایی که بر سر ، سینه ، دهان و گردن تأثیر می گذارد ، درست قبل از درگذشت مادرش ، که توصیه کرد در انجمن آنلاین خیریه درگیر شود ، در تماس بود. تمایل به او را برای باز کردن در مورد نبرد خود است.
پدربزرگ 79 ساله او ، که همچنین از افسردگی رنج می برد ، پس از درمان موفقیت آمیز ، همه چیز از سرطان گلو مشخص شده است و صدای او در حال بازگشت است.
او در حال جمع شدن در صندوق دار برای جمع آوری بودجه برای امور خیریه است. برای اهدا ، به این آدرس مراجعه کنید: https://www.justgiving.com/fundraising/Laura-Knott2